تبليغاتX
ده بیست 30نما

mhcinema

محمد رضا

mhcinema

http://mhcinema.blogfa.com

ده بیست 30نما

ده بیست 30نما - نگاهي به سريال هاي تلوزيون در ماه رمضان.

ده بیست 30نما

دریچه ای نو به سینمای ایران/نگاهی تازه به سینما وفیلم
نوشته های این وبلاگ نظر شخصی نویسنده می باشد.وهیچ گونه قصد یا غرضی نبوده وقصد توهین به هیچ کس را ندارد دریچه ای نو به سینمای ایران/نگاهی تازه به سینما وفیلم

ده بیست 30نما

 
شبه نقدهاى يك دوستدار سينما!    امروز  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات





آرشیو مطالب

لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " ده بیست 30نما " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید. 
آرشیو تماس با ما


نگاهي به سريال هاي تلوزيون در ماه رمضان.

نگاهي به سريال هاي تلوزيون در ماه رمضان.

بحث ساخت آثار مناسبتي چند سالي است كه در تلوزيون مطرح شده وسال به سال هم تلاش براي ساخت اين گونه آثار افزايش پيدا مي كند.ماه رمضان شايد بهترين زمان براي ساخت مجموعه هاي مناسبتي ست.يك زمان نسبتا مناسب((حداقل سي روز)) فرصت خوبي را فراهم مي كند تا فيلمسازان مختلف قدرت خود را در سريال سازي بسنجند.در طول تماشاي اين مجموعه ها اين سوال پيش مي آيد كه آيا حتما بايد مجموعه هاي مناسبتي ماه رمضان سي قسمتي يا نهايتا سي دو سه قسمتي باشند؟يعني اگر سريالي بيست روز طول كشيد يا چهل قسمتي شد مشكلي به وجود مي آيد؟نتيجه اصرار براين امر كه حتما اين آثار سي قسمتي باشند باعث مي شود كار يا بيش از اندازه كش بيايد وكارگردان محترم مجبور شود يك شلنگ آب برداشته و به كارش آب ببندد تا شايد چند قسمتي ادامه داشته باشد ويا در عرض دو روز كليه شخصيتهاي كار كه چندين روز خرابكاري كرده اند متحول شده وسر وته قضيه با يك اتفاق مسخره هم بيايد.نمونه اين كارها هم كه هر سال زياد تر مي شود.

آثار مناسبتي امسال با اينكه ضعيف ترين وبي خاصيت ترين آثار در طول اين چند سال بودند اما به اندازه همه آنها خبر ساز بودند.مخصوصا بزنگاه اثر رضا عطاران كه حسابي سروصدا به راه انداخت.در زير نگاهي به چهار سريال مناسبتي خواهم داشت.

1- مجموعه روز حسرت

مجوعه روز حسرت كه عنوان پربيننده ترين سريال ماه رمضان را به دست آورد جديدترين اثر سيروس مقدم بود.سيروس مقدم همواره نشان داده كه خيلي خوب رگ خواب تماشاگر ايراني را پيدا كرده وهميشه آثارش جزو پر بيننده ترين ها بوده اند.سيروس مقدم كه پس از پايان سريال نرگس سفري به مكه داشته پس از اين سفر تقريبا تمامي آثارش را با موضوع مذهبي ساخته.اغما،پيامكي از ديار باقي وهمين مجموعه روز حسرت.

وقتي كه موضوع اين سريال مطرح شد همه به اين عقيده بودند كه شاهد اغماء دوم خواهيم بود.اما سيروس مقدم هم مانند تمامي فيلمسازان ديگر اصرار داشت كه اثر جديدش كاملا متفاوت با اثر قبلي اش است.اما...

سريال مثل هميشه پر هيجان شروع شد واز همان ابتدا نويد يك سريال قابل قبول را مي داد.كار با يك هيجان خوب شروع شد وبيننده منتظر بود كه يك اثر پرتعليق وزيبا را شاهد خواهد بود.ولي اينبار نيز سيروس مقدم ترك عادت نكرد.او كه هميشه عادت دارد كارهايش را خوب شروع كند در ادامه نمي تواند اين ريتم را حفظ كند وكار به شدت افت مي كند وبيننده شاهد آب بندي هاي مختلف در طول كار مي شود.اولين ومهمترين ضعف اين سريال انتخاب بازيگران بود.فرامرز قريبيان بازيگر تواناي اين سريال قرار بود نقطه قوت اين كار باشد.مانند آنچه كه پيش از اين از امين تارخ در اغما ديديم. ولي هر چه قريبيان تلاش كرد كارش را خوب اجرا كند ،شخصيت پردازي وفيلمنامه ضعيف اين امكان را از او گرفت.وما عملا چيزي از توانايي ها فرامرز قريبيان در اين كار نديديم.حضور افسانه بايگان هم به عنوان يك زن كه تحصيلات حوزوي دارد براي بيننده تقريبا غير قابل باور بود.نگاهي به آثار گذشته اين بازيگر كافي بود تا تماشاگر بازي افسانه بايگان را باور نكند.اي كاش اين نقش كه قرار بود نقش محوري كار باشد به بازيگر ديگري سپرده شود.

بازي پوريا پور سرخ هم كه مثل هميشه روي اعصاب بيننده بود.واقعا چه فرقي بين بازي پور سرخ در روز حسرت با صاحبدلان،روز سوم،مهمان و... ديده مي شود.حركات يك نواخت،نگاهي كه بيشتر به در وديواربود تا به بازيگر مقابل،

پريشاني در نگاه وحركات حتي در زمان آرامش همراه در چهره پور سرخ ديده مي شد.كه اي كاش او سعي كند تا از اين قالب كليشه اي بيرون بيايد.چون توانايي اجراي نقش هاي مختلف را دارد اما اين قالب كليشه اي هرگز فرصت ديده شدن توانايي هاي پور سرخ را به او نخواهد داد. شخصيت مهراوه شريفي نيا در اين اثر نيز بي شباهت به نقش او در ساعت شني نبود. وهر چه كه او تلاش مي كرد تا كارش را خوب اجرا كند اما اين شباهت در طول كار بسيار ديده مي شد.وبراي تماشاگر زياد راضي كننده نبود.

ضعف ديگر كار جلوه هاي ويژه اين كار بود.نشان دادن مداوم بهش وجهنم برزخي با آن گل گياه وصحراي كارتوني به شدت بيننده را مي آزرد. همين قضيه چشم برزخي كه پيش از اين در انميشن! آخرين گناه كه آن هم اجراي ضعيفي داشت در واقع بيش از انكه نقطه قوت وهيجان بر انگيز كار باشد،نقطه ضعف كار بود.

به نظر مي رسد بيش از انكه قضيه چشم برزخي ومسائل ماورائي كار بيننده را جذب خود كند مسئله ازدواج دوم مسعود واينكه سرنوشت او به كجا خواهد كشيد باعث جذب مخاطب شده است.والبته باز هم شاهد نبوغ فكري وخلاقيت درخشان مقدم در ايجاد داستانهاي متحيرالعقول بوديم.همه چيز خيلي راحت به هم ارتباط داده شد ودر دو قسمت پاياني گذشته وسرنوشت تمامي شخصيت ها نشان داده شد.گناه شخصيت خوب داستان به راحتي بخشيده شد وهمه چيز به خوبي و خوشي به پايان رسيد.كه البته جاي تبريك به كارگردان را دارد كه اينقدر خوب وتوانا همه چيز را ختم بخير كرد وبالاخره كلاغه به خونه ش رسيد.

البته در اين سريال يك نقطه قوت بود كه حيفم آمد از آن به راحتي عبور كنم وآن موسيقي فوق العاده جذاب آريا عظيمي نژاد بود كه مثل هميشه زيبا وجذاب از كار در آمد.از عظيمي نژاد پيش از اين موسيقي متن كارهايي مثل او يك فرشته بود،آخرين گناه،فيلم سينمايي ميم مثل مادر وصحنه جرم ورود ممنوع را شنيده بوديم كه همواره يكي از نقاط قوت اين آثار بود و همينجا ، جادارد تا به استعداد وقدرت عظيمي نژاد در ساخت موسيقي اشاره كنم وبه او تبريك بگويم.

2- مجموعه مثل هيچ كس

مجموعه مثل هيچ كس پر ادعا ترين مجموعه امسال بود.عوامل ساخت اين مجموعه مدام بر اين نكته تاكيد داشتند كه ما فرصت زيادي براي كار داشتيم و مجموعه خوبي ساخته ايم. اما پس از پخش مجموعه همه متوجه شدند كه اينها فقط ادعا بوده ودر عمل چيز خاصي ساخته نشده.وزمان زياد نمي تواند معجزه كند وشاهكار بسازد.علي اكبر ملحوجيان نويسنده اين مجموعه كه پيش از اين آثاري چون پدر سالار وزير تيغ را به عنوان نويسنده داشت اين بار هم مثل تمامي آثارش به دنبال ايجاد يك فضاي ايراني در كار بود والبته تنها نقطه قوت كار همين نشان دادن برخي سنت هاي ايراني و وجود روح ايراني در كار بود.لوكيشن زيباي اين كار به خوبي اتخاب شده بود والبته طراحي صحنه ولباس،گريم وسبك بازي بازيگران به خوبي اين نكته را نشان مي دادند.اما مثل تمامي آثار امسال موضوع كليشه اي اين مجموعه پاشنه آشيل آن بود. سوژه مشابه اين مجموعه را پيش از اين در سريال پدر سالار ديده شده بود.اين كه همه خوش وخرم زير سايه بزرگ خانواده زندگي مي كردند كه يكي از شخصيت هاي خانواده براي به هم زدن آرامش تلاش مي كند.ويكي دو نفر ديگر را هم همراه خود مي كشاند.همين قضيه شكايت از داداشي را در پدر سالار ديده بوديم .قضيه شكايت يكي از پسران از پدر اين بار به شكل يكي از خواهران از برادر ديده شد.هر دو اثر نقاط شبيه زيادي داشتند.وهمين موضوع باعث شد تا مجموعه ان چنان به دل ننشيند.البته بازي خوب بازيگران واين كه بر خلاف ساير آثار شعار زده گي ((از نوع جيغ مانند)) وجود نداشت باعث نجات كار شد والبته يكي از نقاط مثبت ديگر اين مجموعه انتخاب خوب بازيگران بود.درست بر عكس روز حسرت.بازي حسين ياري،پروانه معصومي،حميد ابراهيمي ورامين راستاد((علي رغم تكراري بودن))ةجواد عزتي والبته پرويز پور حسيني بسيار خوب از كار در امد ومجموعه را نجات داد.اين مجموعه نيز مانند اكثر سريالهاي ماه رمضان به خوبي وخوشي ختم به خير شد وشخصيت منفي هم كله پا شد. و حكايت همچنان باقي...

(( به نظر من اين مجموعه بر خلاف تمامي كليشه هايش قابل تحمل ترين مجموعه امسال بود))

3- مجموعه مامور بدرقه

شبكه پنجي ها اين بار با ساختن مامور بدرقه نشان دادند كه چه قدر در ساخت سريال هاي كليشه اي تبحر دارند.

از سعيد سلطاني كه پيش از اين سريال موفق وپربيننده اي چون پس از باران را شاهد بوديم ديدن مامور بدرقه نا اميد كننده بود.انگار تمامي كليشه ها پشت سر هم در اين فيلم جمع شده بودند.سوژه نخ نما ،بازي فوق تكراري واتفاقات آبكي ومزخرف باعث شد تا باز هم به اين نكته برسيم كه سريال سازي ما در اكثر اوقات هنوز در همان دهه شصت گير كرده ونمي خواهد تكان بخورد.

موضع سريال را كه بهتر است اصلا راجع بهش حرف نزنيم .يك داستان به شدت نخ نما وتاريخ گذشته كه تا حالا پانصد سريال وفيلم سينمايي با اين موضع ساخته شده عملا هيچ حرفي را براي ادامه نوشتن باقي نمي گذارد.

بازي هزار بار ديده شده سيروس گرجستاني،شخصيت فوق تكرراي بهاره رهنما كه به شدت روي اعصاب بود((راستي شما نقشي از بهاره رهنما را به ياد داريد كه او از ابتدا ازدواج كرده ويا در آرزوي ازدواج نباشد.))،و بازي بازيگران ديگر كه فكر كنم اصلا ارزش نوشتن ندارند. تنها نكته متفاوت اين مجموعه اين بود كه بالاخره جواد رضويان به آرزوي ديرينه خود رسيد وتوانست يك شخصيت منفي را بازي كند.

اگر شما نكته خاصي از سريال را سراغ داشته باشيد كه بشود در باره اش صحبت كرد حتما به من خبر بدهيد.

4- مجموعه بزنگاه

مجموعه بزنگاه پر سر وصدا ترين مجموعه امسال بود كه مي خواهم بحث در مورد اين مجموعه را با يك توضيح شروع كنم.

رضا عطاران را در كسوت هاي مختلف فيلم سازي ديده ايم.كارگرداني،بازيگري و فيلم نامه نويسي حوزه هايي بودند كه عطاران در آنها هنر نمايي كرده است.من به شخصه بيشتر به عطاران نويسنده علاقه دارم تا عطاران بازيگر و كارگردان.البته هموراه از طرفداران كارهاي عطاران بوده ام وخواهم بود.وآثارش را دوست داشته ام.اما اينبار موضع منفي عليه او دارم.

--------------------------

مجوعه بزنگاه اثري ست كه به شدت سر وصدا كرده ونظرات متفاوتي را بر انگيخته است.تماشاگران اين مجموعه به دو دسته كاملا مخالف وكاملا موافق و دو آتشه هستند وحد وسطي وجود دارد.

نكته بسيار جالب اين بود كه اكثر كساني كه طرفداري اين مجموعه را داشتند از كساني بودند كه در حوزه نقد ادعا هاي فراواني دارند.خواندن نقدهاي افرادي چون امير قادري ويا شنيدن صحبتهاي كساني مثل كمال تبريزي وابراهيم طالبي نژاد به شدت تعجب بر انگيز بود.البته امير قادري سابقه طولاني در ادعاي تافته جدا بافته بودند دارد وخواندن نقد از نا كجا آورده اش زياد عجيب نيست اما شنيدن حرفهاي كسي مثل كمال تبريزي كه بدون شك يكي از بهترين طنز سازان سينماست در دفاع از اين مجموعه بسيار عجيب بود.فكر مي كنم اكثر افراد نقد سه را در مورد مجموعه بزنگاه را ديده باشند.صحبت هاي بسيار جالب وعجيب كمال تبريزي وابراهيم طالبي نژاد بسيار تعجب بر انگيز بود.والبته در نهايت بزنگاه با اجاره نشبن ها مقايسه شد .اگر كمي هم ادامه پيدا مي كرد(( كه ادمه خواهد داشت)) شايد كار با آثار چارلي چاپلين و ديگر طنز پردازان بزرگ سينما مقايسه شود(( خدا به خير كند)).

آنچه كه در اين نقد ها روي آن تاكيد شده بود طنز متفاوت عطاران در اين كار بود.من هم به اين تفاوت صحه مي گذارم. ومعتقدم اين سريال ضعيف ترين،بي منطق ترين وبه كلام ساده تر افتضاخ ترين ساخته عطاران بود((با عرض معذرت از طرفداران رضا عطاران)).

نمي دانم اين عزيزان منتقد چه نكته اي در اين سريال كشف كرده اند كه آنرا جزو آثار شاهكار طنز به حساب مي آورند.

انگار كم كم بايد به وجود چشم بصيرت در اين عزيزان اعتقاد پيدا كرد.

يكي از چيز هايي كه در نقد هاي اين منتقدان ديده مي شود اين بود كه كار عطاران بسيار متفاوت بوده واين كه اين سريال يك طنز موقعيت بوده و چون در جزو اولين كار هاي متفاوت در اين زمينه به معناي واقعي بوده بايد به هر شكل از اين اثر حمايت كرد.

آيا چون اين اثر شروع يك طنز متفاوت است بايد ضعف هاي ان ناديده گرفته شود؟آيا مي توان بر نقطه ضعف هاي بيشمار اي سريال اين عنوان را گذاشت كه چون طنز متفاوت است وبراي اولين بار است كه اين نوع طنز درتلوزيون ساخته شده پس كار فوق العاده است؟

اين دوستان انگار هنوز نفهميده اند كه اين كار طنز نبوده وهجو است.درست در نقطه مقابل طنز.كه در آن تلاش شده تا با مسخره كردن مشكلات بيان شود.والبته كاملا مشخص است كه مسخره كردن كار زياد جالبي حداقل در ميان ايراني ها نيست.

نمي دانم چرا اين دوستان اين قدر متفاوت بودن كار را به رخ مي كشند .

كجاي اين سريال متفاوت بوده است؟هر چه كه در اين مجموعه ديديم تكرار مكررات بوده وعطاران ملغمه اي تمامي شوخي هاي خود را در اين مجموعه به نمايش گذاشته است.

نقش كنه واري كه عطاران پيش از اين سريال در ترش وشيرين وتوفيق اجباري به نمايش گذاشته بود آيا متفاوت بود؟

آيا حميد لولايي در حال تكرار كردن خشايار مستوفي نيست؟ حتي لرزش دستانش نيز يادگار همان خشايار مستوفي است.

شوخي با توالت كه انگار امضاي كار عطاران است. كه البته گاهي مي تواندجذاب باشد.اما ديدن اين شوخي هنگامي كه مردم در حال خوردن غذا هستند چه قدر مي تواند جذاب باشد؟

خوردن در به سرو كله بازيگران را پيش از اين در سه در چهار ديده بوديم.تكرار ديوانه وار يك جمله (( آقا جون روز آخر منو كشيد كنار ...)) را پيش از اين در خانه به دوش با اين ديالوگ ((من چي بپوشم)) ديده شده بود؟كله پا شدن بازيگران را هم كه در ترش وشيرين ديده بوديم.

بازي رضا صادقي كه به تنهايي مي تواند بار طنز يك سريال سنگين را به دوش بكشد چه تفاوتي داشته است؟

وهزاران تفاوت ديگر.

خيلي راحت مي توان فهميد كه رضا عطاران به كارش اعتقاد نداشته ويا شايد در ارائه آن ضعيف عمل كرده است.آوردن احمد پور مخبر براي جلب كردن تماشاگر درست پس از سرازير شدن انتقادات بسيار مردم بود.وكاملا مشخص بود كه عطاران براي از دست ندادن مخاطب احمد پور مخبر را به سريالش اضافه كرد چون اصلا نامي از او در تيتراژ ديده نشده بود.

حال با اين همه تكرار وكليشه(( فكر كنم بيش از شصت بار از واژه كليشه استفاده كردم،ببخشيد)) چگونه منتقدان ادعاي متفاوت بودن را به اين سريال نسبت داده اند نمي دانم.

عده اي معتقدند كه اين كار بسيار به واقعيت جامعه نزديك شده وبسياري از مشكلات را به تصوير كشيده است.

آيا تمسخر مراسم عزاداري خيلي جالب است.واقعا در كجا ديده شده كه ميت بدبخت را بالا وپايين پرتاب مي كنند.

آقاي عطاران ادعا كرده اند كه اتفاقات بدتر از اين را هم ديده اند.ولي تا انجايي كه مي دانم حتي در مراسم كساني كه از مرده خود نيز متنفر بوده اند چنين صحنه هايي ديده نشده است.

بوده اند كساني كه از مرگ يكي از عزيزانشان حتي خوشحال شده اند اما حداقل براي حفظ آبرو اين چنين حركاتي از خود به نمايش نمي گذارند.

واقعا چه كسي ديده است كه سه روز پس از مرگ پدر خانواده ولو بسيار بد مراسم خواستگاري در فاميل برگذار شود.

خيلي ها مي گويند كه اين سريال بارها آن ها را خندانده.نمي دانم آيا حركت كردن قورباغه اي حميد لولايي انها را خندانده يا رفتن رضا صادقي دم چاه توالت و گفتن اينكه: اينجا جاي آنتن دادن است آنها را خندانده.

ای کاش عطاران باز هم به آن عطارانی که می شناختیم باز گردد.وتبدیل به همان طنز پردازاجتماعی بشود.

البته حيف است در اين مطلب از بازي خوب نيكي نصيريان هنرمند خردسال وهنرمند اين سريال اسمي برده نشود كه به تنهايي بار اين سريال را به دوش كشيد وكمي توانست تماشاگران را جذب كار كند.

 

محمد رضا چهارشنبه هفدهم مهر 1387  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی
افتتاح وب سایت گروه هواداران گلشیفته فراهانی
به زودی...
نگاهي به سريال هاي تلوزيون در ماه رمضان.
تولد وب وچند مسئله مهم
سينما/تاريخ/هنر
خداحافظ عمو خسرو
سلام مجدد
نگاهي به مجموعه هاي تلوزيوني در نوروز 1387
عید مبارک!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
جنون سنتوری
درباره وب
دریچه ای نو به سینمای ایران/نگاهی تازه به سینما وفیلم
نوشته های این وبلاگ نظر شخصی نویسنده می باشد.وهیچ گونه قصد یا غرضی نبوده وقصد توهین به هیچ کس را ندارد

آمار کاربران
 
چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان

لینک دوستان

بخش ویژه

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس


صفحه اصلي  |  آرشیو |  لینکستان  |  تماس با ما




 Design By ParsTheme & Publish By ParsTheme


www.rapfa.com

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ