تبليغاتX
ده بیست 30نما

mhcinema

محمد رضا

mhcinema

http://mhcinema.blogfa.com

ده بیست 30نما

ده بیست 30نما

ده بیست 30نما

دریچه ای نو به سینمای ایران/نگاهی تازه به سینما وفیلم
نوشته های این وبلاگ نظر شخصی نویسنده می باشد.وهیچ گونه قصد یا غرضی نبوده وقصد توهین به هیچ کس را ندارد دریچه ای نو به سینمای ایران/نگاهی تازه به سینما وفیلم

ده بیست 30نما

 
شبه نقدهاى يك دوستدار سينما!    امروز  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات





آرشیو مطالب

لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " ده بیست 30نما " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید. 
آرشیو تماس با ما


نگاهي به سريال هاي تلوزيون در ماه رمضان.

نگاهي به سريال هاي تلوزيون در ماه رمضان.

بحث ساخت آثار مناسبتي چند سالي است كه در تلوزيون مطرح شده وسال به سال هم تلاش براي ساخت اين گونه آثار افزايش پيدا مي كند.ماه رمضان شايد بهترين زمان براي ساخت مجموعه هاي مناسبتي ست.يك زمان نسبتا مناسب((حداقل سي روز)) فرصت خوبي را فراهم مي كند تا فيلمسازان مختلف قدرت خود را در سريال سازي بسنجند.در طول تماشاي اين مجموعه ها اين سوال پيش مي آيد كه آيا حتما بايد مجموعه هاي مناسبتي ماه رمضان سي قسمتي يا نهايتا سي دو سه قسمتي باشند؟يعني اگر سريالي بيست روز طول كشيد يا چهل قسمتي شد مشكلي به وجود مي آيد؟نتيجه اصرار براين امر كه حتما اين آثار سي قسمتي باشند باعث مي شود كار يا بيش از اندازه كش بيايد وكارگردان محترم مجبور شود يك شلنگ آب برداشته و به كارش آب ببندد تا شايد چند قسمتي ادامه داشته باشد ويا در عرض دو روز كليه شخصيتهاي كار كه چندين روز خرابكاري كرده اند متحول شده وسر وته قضيه با يك اتفاق مسخره هم بيايد.نمونه اين كارها هم كه هر سال زياد تر مي شود.

آثار مناسبتي امسال با اينكه ضعيف ترين وبي خاصيت ترين آثار در طول اين چند سال بودند اما به اندازه همه آنها خبر ساز بودند.مخصوصا بزنگاه اثر رضا عطاران كه حسابي سروصدا به راه انداخت.در زير نگاهي به چهار سريال مناسبتي خواهم داشت.

1- مجموعه روز حسرت

مجوعه روز حسرت كه عنوان پربيننده ترين سريال ماه رمضان را به دست آورد جديدترين اثر سيروس مقدم بود.سيروس مقدم همواره نشان داده كه خيلي خوب رگ خواب تماشاگر ايراني را پيدا كرده وهميشه آثارش جزو پر بيننده ترين ها بوده اند.سيروس مقدم كه پس از پايان سريال نرگس سفري به مكه داشته پس از اين سفر تقريبا تمامي آثارش را با موضوع مذهبي ساخته.اغما،پيامكي از ديار باقي وهمين مجموعه روز حسرت.

وقتي كه موضوع اين سريال مطرح شد همه به اين عقيده بودند كه شاهد اغماء دوم خواهيم بود.اما سيروس مقدم هم مانند تمامي فيلمسازان ديگر اصرار داشت كه اثر جديدش كاملا متفاوت با اثر قبلي اش است.اما...

سريال مثل هميشه پر هيجان شروع شد واز همان ابتدا نويد يك سريال قابل قبول را مي داد.كار با يك هيجان خوب شروع شد وبيننده منتظر بود كه يك اثر پرتعليق وزيبا را شاهد خواهد بود.ولي اينبار نيز سيروس مقدم ترك عادت نكرد.او كه هميشه عادت دارد كارهايش را خوب شروع كند در ادامه نمي تواند اين ريتم را حفظ كند وكار به شدت افت مي كند وبيننده شاهد آب بندي هاي مختلف در طول كار مي شود.اولين ومهمترين ضعف اين سريال انتخاب بازيگران بود.فرامرز قريبيان بازيگر تواناي اين سريال قرار بود نقطه قوت اين كار باشد.مانند آنچه كه پيش از اين از امين تارخ در اغما ديديم. ولي هر چه قريبيان تلاش كرد كارش را خوب اجرا كند ،شخصيت پردازي وفيلمنامه ضعيف اين امكان را از او گرفت.وما عملا چيزي از توانايي ها فرامرز قريبيان در اين كار نديديم.حضور افسانه بايگان هم به عنوان يك زن كه تحصيلات حوزوي دارد براي بيننده تقريبا غير قابل باور بود.نگاهي به آثار گذشته اين بازيگر كافي بود تا تماشاگر بازي افسانه بايگان را باور نكند.اي كاش اين نقش كه قرار بود نقش محوري كار باشد به بازيگر ديگري سپرده شود.

بازي پوريا پور سرخ هم كه مثل هميشه روي اعصاب بيننده بود.واقعا چه فرقي بين بازي پور سرخ در روز حسرت با صاحبدلان،روز سوم،مهمان و... ديده مي شود.حركات يك نواخت،نگاهي كه بيشتر به در وديواربود تا به بازيگر مقابل،

پريشاني در نگاه وحركات حتي در زمان آرامش همراه در چهره پور سرخ ديده مي شد.كه اي كاش او سعي كند تا از اين قالب كليشه اي بيرون بيايد.چون توانايي اجراي نقش هاي مختلف را دارد اما اين قالب كليشه اي هرگز فرصت ديده شدن توانايي هاي پور سرخ را به او نخواهد داد. شخصيت مهراوه شريفي نيا در اين اثر نيز بي شباهت به نقش او در ساعت شني نبود. وهر چه كه او تلاش مي كرد تا كارش را خوب اجرا كند اما اين شباهت در طول كار بسيار ديده مي شد.وبراي تماشاگر زياد راضي كننده نبود.

ضعف ديگر كار جلوه هاي ويژه اين كار بود.نشان دادن مداوم بهش وجهنم برزخي با آن گل گياه وصحراي كارتوني به شدت بيننده را مي آزرد. همين قضيه چشم برزخي كه پيش از اين در انميشن! آخرين گناه كه آن هم اجراي ضعيفي داشت در واقع بيش از انكه نقطه قوت وهيجان بر انگيز كار باشد،نقطه ضعف كار بود.

به نظر مي رسد بيش از انكه قضيه چشم برزخي ومسائل ماورائي كار بيننده را جذب خود كند مسئله ازدواج دوم مسعود واينكه سرنوشت او به كجا خواهد كشيد باعث جذب مخاطب شده است.والبته باز هم شاهد نبوغ فكري وخلاقيت درخشان مقدم در ايجاد داستانهاي متحيرالعقول بوديم.همه چيز خيلي راحت به هم ارتباط داده شد ودر دو قسمت پاياني گذشته وسرنوشت تمامي شخصيت ها نشان داده شد.گناه شخصيت خوب داستان به راحتي بخشيده شد وهمه چيز به خوبي و خوشي به پايان رسيد.كه البته جاي تبريك به كارگردان را دارد كه اينقدر خوب وتوانا همه چيز را ختم بخير كرد وبالاخره كلاغه به خونه ش رسيد.

البته در اين سريال يك نقطه قوت بود كه حيفم آمد از آن به راحتي عبور كنم وآن موسيقي فوق العاده جذاب آريا عظيمي نژاد بود كه مثل هميشه زيبا وجذاب از كار در آمد.از عظيمي نژاد پيش از اين موسيقي متن كارهايي مثل او يك فرشته بود،آخرين گناه،فيلم سينمايي ميم مثل مادر وصحنه جرم ورود ممنوع را شنيده بوديم كه همواره يكي از نقاط قوت اين آثار بود و همينجا ، جادارد تا به استعداد وقدرت عظيمي نژاد در ساخت موسيقي اشاره كنم وبه او تبريك بگويم.

2- مجموعه مثل هيچ كس

مجموعه مثل هيچ كس پر ادعا ترين مجموعه امسال بود.عوامل ساخت اين مجموعه مدام بر اين نكته تاكيد داشتند كه ما فرصت زيادي براي كار داشتيم و مجموعه خوبي ساخته ايم. اما پس از پخش مجموعه همه متوجه شدند كه اينها فقط ادعا بوده ودر عمل چيز خاصي ساخته نشده.وزمان زياد نمي تواند معجزه كند وشاهكار بسازد.علي اكبر ملحوجيان نويسنده اين مجموعه كه پيش از اين آثاري چون پدر سالار وزير تيغ را به عنوان نويسنده داشت اين بار هم مثل تمامي آثارش به دنبال ايجاد يك فضاي ايراني در كار بود والبته تنها نقطه قوت كار همين نشان دادن برخي سنت هاي ايراني و وجود روح ايراني در كار بود.لوكيشن زيباي اين كار به خوبي اتخاب شده بود والبته طراحي صحنه ولباس،گريم وسبك بازي بازيگران به خوبي اين نكته را نشان مي دادند.اما مثل تمامي آثار امسال موضوع كليشه اي اين مجموعه پاشنه آشيل آن بود. سوژه مشابه اين مجموعه را پيش از اين در سريال پدر سالار ديده شده بود.اين كه همه خوش وخرم زير سايه بزرگ خانواده زندگي مي كردند كه يكي از شخصيت هاي خانواده براي به هم زدن آرامش تلاش مي كند.ويكي دو نفر ديگر را هم همراه خود مي كشاند.همين قضيه شكايت از داداشي را در پدر سالار ديده بوديم .قضيه شكايت يكي از پسران از پدر اين بار به شكل يكي از خواهران از برادر ديده شد.هر دو اثر نقاط شبيه زيادي داشتند.وهمين موضوع باعث شد تا مجموعه ان چنان به دل ننشيند.البته بازي خوب بازيگران واين كه بر خلاف ساير آثار شعار زده گي ((از نوع جيغ مانند)) وجود نداشت باعث نجات كار شد والبته يكي از نقاط مثبت ديگر اين مجموعه انتخاب خوب بازيگران بود.درست بر عكس روز حسرت.بازي حسين ياري،پروانه معصومي،حميد ابراهيمي ورامين راستاد((علي رغم تكراري بودن))ةجواد عزتي والبته پرويز پور حسيني بسيار خوب از كار در امد ومجموعه را نجات داد.اين مجموعه نيز مانند اكثر سريالهاي ماه رمضان به خوبي وخوشي ختم به خير شد وشخصيت منفي هم كله پا شد. و حكايت همچنان باقي...

(( به نظر من اين مجموعه بر خلاف تمامي كليشه هايش قابل تحمل ترين مجموعه امسال بود))

3- مجموعه مامور بدرقه

شبكه پنجي ها اين بار با ساختن مامور بدرقه نشان دادند كه چه قدر در ساخت سريال هاي كليشه اي تبحر دارند.

از سعيد سلطاني كه پيش از اين سريال موفق وپربيننده اي چون پس از باران را شاهد بوديم ديدن مامور بدرقه نا اميد كننده بود.انگار تمامي كليشه ها پشت سر هم در اين فيلم جمع شده بودند.سوژه نخ نما ،بازي فوق تكراري واتفاقات آبكي ومزخرف باعث شد تا باز هم به اين نكته برسيم كه سريال سازي ما در اكثر اوقات هنوز در همان دهه شصت گير كرده ونمي خواهد تكان بخورد.

موضع سريال را كه بهتر است اصلا راجع بهش حرف نزنيم .يك داستان به شدت نخ نما وتاريخ گذشته كه تا حالا پانصد سريال وفيلم سينمايي با اين موضع ساخته شده عملا هيچ حرفي را براي ادامه نوشتن باقي نمي گذارد.

بازي هزار بار ديده شده سيروس گرجستاني،شخصيت فوق تكرراي بهاره رهنما كه به شدت روي اعصاب بود((راستي شما نقشي از بهاره رهنما را به ياد داريد كه او از ابتدا ازدواج كرده ويا در آرزوي ازدواج نباشد.))،و بازي بازيگران ديگر كه فكر كنم اصلا ارزش نوشتن ندارند. تنها نكته متفاوت اين مجموعه اين بود كه بالاخره جواد رضويان به آرزوي ديرينه خود رسيد وتوانست يك شخصيت منفي را بازي كند.

اگر شما نكته خاصي از سريال را سراغ داشته باشيد كه بشود در باره اش صحبت كرد حتما به من خبر بدهيد.

4- مجموعه بزنگاه

مجموعه بزنگاه پر سر وصدا ترين مجموعه امسال بود كه مي خواهم بحث در مورد اين مجموعه را با يك توضيح شروع كنم.

رضا عطاران را در كسوت هاي مختلف فيلم سازي ديده ايم.كارگرداني،بازيگري و فيلم نامه نويسي حوزه هايي بودند كه عطاران در آنها هنر نمايي كرده است.من به شخصه بيشتر به عطاران نويسنده علاقه دارم تا عطاران بازيگر و كارگردان.البته هموراه از طرفداران كارهاي عطاران بوده ام وخواهم بود.وآثارش را دوست داشته ام.اما اينبار موضع منفي عليه او دارم.

--------------------------

مجوعه بزنگاه اثري ست كه به شدت سر وصدا كرده ونظرات متفاوتي را بر انگيخته است.تماشاگران اين مجموعه به دو دسته كاملا مخالف وكاملا موافق و دو آتشه هستند وحد وسطي وجود دارد.

نكته بسيار جالب اين بود كه اكثر كساني كه طرفداري اين مجموعه را داشتند از كساني بودند كه در حوزه نقد ادعا هاي فراواني دارند.خواندن نقدهاي افرادي چون امير قادري ويا شنيدن صحبتهاي كساني مثل كمال تبريزي وابراهيم طالبي نژاد به شدت تعجب بر انگيز بود.البته امير قادري سابقه طولاني در ادعاي تافته جدا بافته بودند دارد وخواندن نقد از نا كجا آورده اش زياد عجيب نيست اما شنيدن حرفهاي كسي مثل كمال تبريزي كه بدون شك يكي از بهترين طنز سازان سينماست در دفاع از اين مجموعه بسيار عجيب بود.فكر مي كنم اكثر افراد نقد سه را در مورد مجموعه بزنگاه را ديده باشند.صحبت هاي بسيار جالب وعجيب كمال تبريزي وابراهيم طالبي نژاد بسيار تعجب بر انگيز بود.والبته در نهايت بزنگاه با اجاره نشبن ها مقايسه شد .اگر كمي هم ادامه پيدا مي كرد(( كه ادمه خواهد داشت)) شايد كار با آثار چارلي چاپلين و ديگر طنز پردازان بزرگ سينما مقايسه شود(( خدا به خير كند)).

آنچه كه در اين نقد ها روي آن تاكيد شده بود طنز متفاوت عطاران در اين كار بود.من هم به اين تفاوت صحه مي گذارم. ومعتقدم اين سريال ضعيف ترين،بي منطق ترين وبه كلام ساده تر افتضاخ ترين ساخته عطاران بود((با عرض معذرت از طرفداران رضا عطاران)).

نمي دانم اين عزيزان منتقد چه نكته اي در اين سريال كشف كرده اند كه آنرا جزو آثار شاهكار طنز به حساب مي آورند.

انگار كم كم بايد به وجود چشم بصيرت در اين عزيزان اعتقاد پيدا كرد.

يكي از چيز هايي كه در نقد هاي اين منتقدان ديده مي شود اين بود كه كار عطاران بسيار متفاوت بوده واين كه اين سريال يك طنز موقعيت بوده و چون در جزو اولين كار هاي متفاوت در اين زمينه به معناي واقعي بوده بايد به هر شكل از اين اثر حمايت كرد.

آيا چون اين اثر شروع يك طنز متفاوت است بايد ضعف هاي ان ناديده گرفته شود؟آيا مي توان بر نقطه ضعف هاي بيشمار اي سريال اين عنوان را گذاشت كه چون طنز متفاوت است وبراي اولين بار است كه اين نوع طنز درتلوزيون ساخته شده پس كار فوق العاده است؟

اين دوستان انگار هنوز نفهميده اند كه اين كار طنز نبوده وهجو است.درست در نقطه مقابل طنز.كه در آن تلاش شده تا با مسخره كردن مشكلات بيان شود.والبته كاملا مشخص است كه مسخره كردن كار زياد جالبي حداقل در ميان ايراني ها نيست.

نمي دانم چرا اين دوستان اين قدر متفاوت بودن كار را به رخ مي كشند .

كجاي اين سريال متفاوت بوده است؟هر چه كه در اين مجموعه ديديم تكرار مكررات بوده وعطاران ملغمه اي تمامي شوخي هاي خود را در اين مجموعه به نمايش گذاشته است.

نقش كنه واري كه عطاران پيش از اين سريال در ترش وشيرين وتوفيق اجباري به نمايش گذاشته بود آيا متفاوت بود؟

آيا حميد لولايي در حال تكرار كردن خشايار مستوفي نيست؟ حتي لرزش دستانش نيز يادگار همان خشايار مستوفي است.

شوخي با توالت كه انگار امضاي كار عطاران است. كه البته گاهي مي تواندجذاب باشد.اما ديدن اين شوخي هنگامي كه مردم در حال خوردن غذا هستند چه قدر مي تواند جذاب باشد؟

خوردن در به سرو كله بازيگران را پيش از اين در سه در چهار ديده بوديم.تكرار ديوانه وار يك جمله (( آقا جون روز آخر منو كشيد كنار ...)) را پيش از اين در خانه به دوش با اين ديالوگ ((من چي بپوشم)) ديده شده بود؟كله پا شدن بازيگران را هم كه در ترش وشيرين ديده بوديم.

بازي رضا صادقي كه به تنهايي مي تواند بار طنز يك سريال سنگين را به دوش بكشد چه تفاوتي داشته است؟

وهزاران تفاوت ديگر.

خيلي راحت مي توان فهميد كه رضا عطاران به كارش اعتقاد نداشته ويا شايد در ارائه آن ضعيف عمل كرده است.آوردن احمد پور مخبر براي جلب كردن تماشاگر درست پس از سرازير شدن انتقادات بسيار مردم بود.وكاملا مشخص بود كه عطاران براي از دست ندادن مخاطب احمد پور مخبر را به سريالش اضافه كرد چون اصلا نامي از او در تيتراژ ديده نشده بود.

حال با اين همه تكرار وكليشه(( فكر كنم بيش از شصت بار از واژه كليشه استفاده كردم،ببخشيد)) چگونه منتقدان ادعاي متفاوت بودن را به اين سريال نسبت داده اند نمي دانم.

عده اي معتقدند كه اين كار بسيار به واقعيت جامعه نزديك شده وبسياري از مشكلات را به تصوير كشيده است.

آيا تمسخر مراسم عزاداري خيلي جالب است.واقعا در كجا ديده شده كه ميت بدبخت را بالا وپايين پرتاب مي كنند.

آقاي عطاران ادعا كرده اند كه اتفاقات بدتر از اين را هم ديده اند.ولي تا انجايي كه مي دانم حتي در مراسم كساني كه از مرده خود نيز متنفر بوده اند چنين صحنه هايي ديده نشده است.

بوده اند كساني كه از مرگ يكي از عزيزانشان حتي خوشحال شده اند اما حداقل براي حفظ آبرو اين چنين حركاتي از خود به نمايش نمي گذارند.

واقعا چه كسي ديده است كه سه روز پس از مرگ پدر خانواده ولو بسيار بد مراسم خواستگاري در فاميل برگذار شود.

خيلي ها مي گويند كه اين سريال بارها آن ها را خندانده.نمي دانم آيا حركت كردن قورباغه اي حميد لولايي انها را خندانده يا رفتن رضا صادقي دم چاه توالت و گفتن اينكه: اينجا جاي آنتن دادن است آنها را خندانده.

ای کاش عطاران باز هم به آن عطارانی که می شناختیم باز گردد.وتبدیل به همان طنز پردازاجتماعی بشود.

البته حيف است در اين مطلب از بازي خوب نيكي نصيريان هنرمند خردسال وهنرمند اين سريال اسمي برده نشود كه به تنهايي بار اين سريال را به دوش كشيد وكمي توانست تماشاگران را جذب كار كند.

 

محمد رضا چهارشنبه هفدهم مهر 1387  نظر بدهید!

نگاهي به مجموعه هاي تلوزيوني در نوروز 1387

يك توضيح:

اول از همه بايدبه خاطر نظرات شما دوستان تشكر كنم.يك تشكر ويژه از ماندانا خانم كه قراره يك عدد كت شلوار زرد قناري برام بفرستم!مرام ومعرفت رو ايشون در حق بنده تمام كردند!همچنين از اشكان خان به خاطر اينكه مي خواستند كيبوردشان را براي بنده بفرستند!خوب اين از اين.اميدوارم عيد نوروز خوبي داشته باشين البته براي ما زياد جالب نبود ولي خب... عيد بود ديگه... بگذريم.عزيزان همون طور كه تا الان حتما شنيديد من موسيقي از فيلم شاهكار ميم مثل مادر رو گذاشتم توي وبم حتما بهش گوش كنيد ولذت ببريد واقعا شاهكاره.

يك نكته:در باره پاسخ سوالي كه در پست قبلي داشتم بايد بگويم متاسفانه تمامي جوابها اشتباه بود چون بنده شخصا هر چه قدر با شماره هايي كه اعلام شده بود تماس گرفت هيچكسي گوشي را برنداشت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!. البته يك راهنمايي ،از آنجايي كه جناب الياس خان مايه دار مي باشند پيش شماره تلفن همراه ايشان مخصوص خودشان است پس بيخودي به دنبال شماره هايي با پيش شماره 09 از كي تا حالا و09 همراه اول نباشيد. شما همچنان وقت داريد كه در اين مورد فكر كنيد.

در ضمن اين آپ بيشتر بيانگر نظرات خود بنده به عنوان يك ببينده مي باشد.باتشكر.فعلن.يا علي.


سخن ماندگار:

يادت باشد زمانى را كه صرف عميق تر كردن دوستى دو نفر مى شود هرگز هدر نمى رود.

در مقابل خطاى ديگران گذشت كن، همانطور كه از عيوب خودت چشم پوشى مى كنى.

نگاهي به مجموعه نشاني:

شبكه دو در سالهاي اخير نشان داده به خوبي توانايي جذب مخاطب را دارد.پخش سريال پرمخاطب جواهري در قصر يا برگزاري جشنواره فيلمهاي سينمايي اين مطلب را تائيد مي كند.اما امسال براي عيدنوروز اين شبكه اثري جالب توجه نداشت.سريال نشاني داستان نسبتا خوبي داشت اما متاسفانه همراه شده بود با فيلمنامه اي به شدت ضعيف والبته بازي ضعيف بسياري از بازيگران.در اين فيلم يك خانم خارجي براي كشف يك گنج به يك خانه فرستاده مي شود.اما نه تنها گنجي يافت نمي شود بلكه مثل فيلمهاي درجه يك قبل از انقلاب!پسر خانواده خاطر خواه دختر خارجيه شده ودر نهايت باهم ازدواج مي كنند.عجب سريالي! اولين نكته اي كه در اين سريال به شدت توي ذوق مي زد بازي ضعيف آتنه فقيه نصير در نقش ليلا دختر خارجي بود. متاسفانه در سينما وتلوزيون بازي بازيگران در نقش افراد خاجي بادشو.اري بسيار همراه بوده ونتيجه كار اغلب يك بازي بسيار وضعيف خواهد بود.انتخاب بازيگر ايراني وشناخته شده براي نقش يك فرد خارجي چه دليلي دارد؟آيا كارگردان اين مجموعه يعني جناب رامبد جوان كه پيش از اين سريال موفق گمگشته را از او ديده بوديم نمي دانستند كه چهره ايراني ها شرقي است وبا چهره غربي تفاوت بسياري دارد؟آيا صرفا عوض كردن طرز صحبت كردن بازيكر واضافه كردن چند ديالوگ مثل ماي گاد واين جور چيزها باعث مي شود يك بازيگر ايراني نقش يك آدم خارجي را بازي كند؟واقعا طرز حرف زدن آتنه فقيه نصير در اين سريال بسيار بد ومصتوعي بود.يك بازي غلو شده وضعف كه مسخره بازي در آن به شدت توي ذوق مي زد.واقعا هنوز كارگردان اين سريال نمي داند كه تماشاگران تلوزيون حرفه اي شده اند.وهرچيزي را قبول نمي كند.او نمي داند سطح سليقه مردم بالا رفته است.زماني كه من اين سريال را مي ديدم به شدت حرص مي خوردم از نحوه بازي كردن خانم فقيه نصير در حاليكه در گذشته بازي هاي خوبي از ايشان ديده بودم.به نظر من براي بازي در اين نقش دو راه وجود داشت.يكي از استفاده از بازيگران غير ايراني ويا استفاده از بازيگران ايراني كه كمتر ديده شده اند.البته با كاركردن روي چهره آنها.در ميان سريالهاي ايراني به نظر من تنها دوبازيگر بودند كه توانسته اند نقش افراد خارجي را به خوبي ايفا كنند.يكي بازيگر نقش رابرت نورس در سريال يك مشت پر عقاب كه واقعا عالي بود.البته اسم اصلي ايشان در خاطر من نمانده .ازي ايشان به شدت خوب بود.ايشان بدون هرگونه ادا واطوار وحرف زدن هاي مسخره يك بازي طبيعي را ارائه داده است.بازي ديگري كه براي من مورد توجه بود بازي خانم شيلا خداداد در سريال مسافري از هند بود كه با توجه به ناشناخته بودن ايشان وگريم بسيار خوبشان بسيار عالي بود.حال طرز حرف زدن خانم خداداد را مقايسه كنيد با طرز حرف زدن خان فقيه نصير.

در اين فيلم يك سكانسي بود كه واقعا مخاطب احساس مي كرد به شعورش توهين شده وآن صحنه دزديده شدن كيف بود.واقعا تا كي مي خواهيم اينگونه صحنه ها را در سريال هايمان ببنيم.تابلو بازي هم اندازه اي دارد!

تنها نكته قابل توجه اين فيلم استفاده از بازيگراني بود كه سابقه بازي طنز نداشتند.يكي داود رشيدي وديگر پرويز پورحسيني والبته كوروش تهامي.كه البته تنها اقاي رشيدي توانسته بودند يك بازي طنز نسبتا خوب ارائه دهند ما ديگران زياد خوب نبودند.اي كاش سازندگان اين سريال بيشتر روي مجموعه فكر مي كردند.

نگاهي به مجموعه مرد هزار چهره:

نام مهران مديري كافي است تا در تيتراژ يك مجموعه باشد تا همه از كيفيت ونوآوري مجموعه مورد نظرمطمئن باشند.درحاليكه پس از مجموعه باغ مظفر مهران مديري در يكي از برنامه ها گفته بود كه مي خواهد مدتي كارگرداني را كنار بگذارد وفقط به بازيگري بپردازد.اين تصميم منجر به بازي او در دوفيلم سينمايي با نامهاي هميشه پاي يك زن در ميان است ودايره زنگي شد.و او ثابت كرد به همان اندازه كه در كراگرداني تبحر دارد بازيگري را نيز به خوبي بلد است.پس از اين دو فيلم سينمايي در حاليكه بسياري نام مجموعه جديد مهران مديري را گنج مظفر اعلام كرده بودند اما اين مرد هزار چهره بود كه توسط وي ساخته شد.حضور نويسندگاني چون محراب قاسم خاني وامير مهدي ژوله وخشايار الوند به سرپستي پيمان قاسم خاني طنز قابل قبول فيلم را تضمين كرد.اولين نكته اي كه پيش از اين مجموعه سر زبانها افتاد شايعه هايي در مورد حضور بزرگان سينما در اين مجموعه بود.بسياري از حضور خسرو شكيبايي وامين حيايي در اين مجموعه خبر داده بودند اما در نهايت حضور هيچ كدام از اينها تائيد نشد.اما حضور افرادي چون عليرضا خمسه وپژمان بازغي همه را به ديدن سريال جديد مهران مديري مشتاق كرد.عليرضا خمسه كه خود يك كمدين پرسابقه به شمار مي ايد اينبار با نابغه طنز سازي تلوزيون همراه شد تا اثري جالب را خلق كند.آنونس فيلم كه پخش شد همه را به ديدن يك مجموعه كاملا متفاوت وپر بازيگر دعوت كرد.البته از همان ابتدا مشخص بود كه اين مجموعه همانند شبهاي برره كار پرهزينه اي خواهد بود.نكته اي كه شايد براي ببيندگان زياد جالب نبود عدم بازي رضا شفيعي جم وجواد رضويان در اين مجموعه بود.اين دو بازيگر پرقدرت طنز سينما كه به نوعي شهرت خود را مديون مهران مديري هستند.سريالهاي مهران مديري به خصوص پس از مجمعه پاورچين به شدت مورد توجه مخاطبين قرار گرفته اند ومعمولا جزو پرمخاطب ترين هاي تلوزيون شده اند.مهران مديري در ساختن طنز هاي تلوزيوني استاد است واين بر كسي پوشيده نيست اما سريالهاي مناسبتي مهران مديري زياد چنگي به دل نزده اند.سريال نه چندان موفق جايزه بزرگ كه چند سال قبل در عيد نوروز پخش شده بود هرگز نتوانست محبوبيت آثاري چون پاورچين،نقطه چين وشبهاي برره را به دست آورد.انگار سريالهاي مديري براي جذب مخاطب به زماني بيش از 15 روز نياز دارد.سريال مرد هزار چهره هم با وجود همه تفاوت هايش ودوري از كليشه هاي رايج طنز هاي تلوزيوني نتوانست خود را به پاي سريالهاي نود قسمتي مهران مديري برساند.براي من به عنوان يك ببينده وطرفدار آثار مديري اين سريال يك اثر متوسط براي او به شمار مي آيد.البته براي من تا نيمه سريال به شدت جذاب بود.دوقسمتي كه مسعو د شصتچي به عنوان پزشك جراح وسرهنگ به اشتباه گرفته شده بود اما درست از پايان نيمه اول سريال آنجا كه مسعود به عنوان شاعر اشتباه گرفته شد كيفيت كار به شدت افت كرد.به طوري كه من واقعا تعجب كردم آيا ادامه همان مجموعه است.در همان دو قسمت كه اشاره كردم طنز كار قابل قبول بود والبته رد پاي آثار مهران مديري در ان ديده مي شد.والبته نگاه انتقادي مهران مديري به شدت در آن ديده مي شد.اما بعد از اين قسمت كار به شدت ضعيف شد وكار بيشتر به سمت فانتزي شدن رفت.قسمت شاعري واقعا ضعف بزرگي براي اين مجموعه بود اما به تمام شدن اين قسمت وعوض شدن شخصيت كار تاحدودي به حالت سابق برگشت اما همچنان ضعف در آن ديده مي شد.قسمت چهارم مجموعه بسيار باشكوه وپرهزينه ساخته شده بود.حضور حيوانات مختلف ويا منفجر كردن ماشين كارهايي بود كه پيش از اين در اينگونه آثار ديده نشده بود.اما متاسفانه حضور عليرضا خمسه وشكوه اين صحنه ها هم نتوانست مجموعه را به اوج برساند. وتنها چيزي كه باقي ماند همان زرق وبرق اين قسمت بود.البته اين ضعف را هم مي توان به پاي حذف برخي قسمتها گذاشت.صحنه هايي كه حتي در آنونس سريال هم ديده شده بود.همان قسمتي كه رضا رشيد پور در ان قسمت حضور داشت.والبته در تيتراژ هم نام محمدرضا حسينيان هم به عنوان بازگر مهمان ديده شد اما خود ايشان ديده نشدند.كه البته علت حذف اين قسمتها هنوز هم مشخص نيست.اميدوارم اين مجموعه سر آغازي باشد براي مجموعه هاي ديگر طنز .اي كاش همه كارگردانهاي ما جسارت مهران مديري را براي ساخت آثار متفاوت وبه دور از كليشه هاي رايج را داشتند. به اميد ديدن سريالهاي موفق ديگري از مهران مديري

ايده اوليه داستان «پخمه» با نگاهي دقيق به جامعه معاصر ايراني شده است

 

نگاهي به مجموعه پيامكي از ديار باقي

مجموعه پيامكي از ديار باقي به عقيده من موفق ترين مجموعه عيد نوروز امسال بود.سيروس مقدم با كارگداني اين سريال با ديگر نشان داد كه سليقه مخاطب خود را مي شناسد.موضوع سريال يك موضوع كهنه وقديمي بود.بدهكاري براي فرار از دست طلبكاران خود با طرح نقشه اي خود را مرده جا مي زند.اين موضوع پيش از اين در سريال مسافري از هند اثر قسام جعفري ديده شده بود.والبته موضوع يك تله فيلم از خود سيروس مقدم هم بود كه پيش از اين سريال از شبكه سه پخش شده بود.با اينكه موضوع سريال چندان تازه نبود اما طنز قابل قبول فيلم وحضور بازيگران حرفه اي ومشهور سينما وتلوزيون كه بازي هاي خوبي از خودشان به نمايشدر اوردند باعث شد تا مجموعه مورد توجه قرار گيرد.اين مجموعه اولين اثر سيروس مقدم در ژانر طنز بود اما او توانست به خوبي با مخاطب خويش ارتباط برقرار كند.كاري كه پيش از اين با سريالهايي چون نرگش واغما انجام داده بود.حضور بازيگراني چون محمدرضا شريفي نيا-حامد كميلي كه كشف خود سيروس مقدم است- افسانه بايگان-رضا شفيعي جم –شيلا خداداد وسروش گودرزي كه پس از مدتها بارديگر بازي از او ديديم مجموعه را جذاب كرده بود.اين بازيگران كه گلچيني از بازيگران طنز و جدي سينما بودند به خوبي توسط سيروس مقدم هدايت شدند.والبته در اين ميان نبايد از فيلمنامه خوب محسن تنابنده گذشت.

سريال با اينكه تا حدودي تم مذهبي نيز در خود داشت اما هرگز دچار شعارزدگي هاي رايج اين گونه آثار نشد.بلكه با ارائه يك طنز خوب وايجاد موقعيت هاي مناسب توانست مخاطب را به سوي هدف خود سوق دهد.متحول شدن شخصيتها در طول آثار سينمايي وتلوزيوني همواره از مشكلترين قسمتهاي اين آثار است وبارها فيلمساز از نشان دادن اين صحنه ها عاجز مانده بودند حاصل يك اثر ضعيف واغراق شده از كار در آمده بود وتنها عده كمي ازفيلمسازان توانسته اند كه سير تحول شخصيتهاي مورد نظرشان را به خوبي به مخاطب نشان دهند.اما در اين اثر فيلمساز به خوبي توانست اين سير را به خوبي به بيننده نشان دهد.سيروس مقدم در اين مجموعه توانست به خوبي حس تعليق واوج را به مخاطب القا كند.وداستانش را به خوبي بيان كند.در ضمن اگر به سريال اشاره كنيم اما اگر اشاره اي به فيلمبرداري متفاوت وجذاب امير معقولي نكنيم در حق اثر جفا كرده ايم.سبك خاص وحركت فوق العاده دوربين در اين مجموعه هيجان را به خوبي به تماشاگر انتقال مي اداد.بدون اينكه بخواهد تماشاگر را گيج كند.البته اين سبك فيلمبرداري را پيش از اين در سريال اغما نيز ديده بوديم اما در اين سريال اين سبك پخته تر وحرفه تر صورت گرفت.در پايان واقعا حيف است كه به بازي خوب رضا شفيعي جم وحامد كميلي در اين سريال اشاره نكنيم.به خصوص بازي حامد كميلي.او كه پيش از اين در اغما نيز توانايي هاي خود را نشان داده بود اينبار با ارئه يك نقش كاملا متفاوت با آنچه كه پيش از اين از او ديده بوديم نشان داد كه چه قابليت هايي دارد وواقعا حيف است كه اين استعداد در سينما به كار گرفته نشود.

 


 يك نكته ديگر متاسفانه بنده تا اطلاع ثانوي كمتر آپ خواهم كرد چون در حال آماده شدن براي مبارزه با غول كنكور هستم از تك تك عزيزاني كه وب مرا دوست دارند ويا آنهايي كه دوست دارند سر به تن اين وب نباشد خواهش مي كنم كه بنده وتمامي پشت كنكوري هاي عزيز را دعا كنند.ان شاالله بعد از كشتي گرفتن با غول كنكور حسابي از خجالت شما در مي آيم.بار ديگر از همه شما عزيزان خواهش مي كنم بنده را از دعاي خير خودتان بهره مند سازيد.

محمد رضا سه شنبه بیستم فروردین 1387  نظر بدهید!

جنون سنتوری

 جنون سنتوري

سلام دوستان عزيز.

بايد تشكر كنم از همه عزيزاني كه براي من از سنتوري گفتن.از زيباييهاش واز خوب بودنش واينكه بدون هيچ شكي اين شاهكاري است براي تمامي تاريخ سينما.حال هر كه مي خواهد آنرا قبول كند ويا قبول نكند.

در مورد اين آپ بايد بگم اين آپ بيشترين قسمتش متعلق به نظرات شماست.در قسمت اول نظر بهرام رادان رو راجع به سنتوري كه در ماهنامه نقش آفرينان نوشته قرار مي دم بعد از اون نظرات شما كه براساس اينكه چه كسي زودتر نظر گذاشته در وب قرار مي دم ودر پايان نظر خودم رو براتون مي نويسم.

راستي حتما حتما درقسمت نظرات بنويسين كه كدوم نوشته به دلتون نشسته.حتما حتما.

 

سخن ماندگار: آنچه را كه نمى توانى فراموش كنى ببخش. و آنچه را كه نمى توانى ببخشى فراموش كن.

هرگز لبخند را ترك نكن حتى وقتى ناراحتى.چون هركس ممكن است عاشق لبخند تو شود.

 

نوشته بهرام رادان در مورد سنتوري در ماهنامه نقش آفرينان:

این چند کلمه نه همه آن چیزی است که می خواهم درباره این فیلم بنویسم ونه حتی شیوه از سر باز کردن نوشتن.تنها واژگانی است پراکنده دراثبات حقانیت سنتوری ها. صحبت کردن از سنتوری بسیار مشکل است.راستش خودم طی هفت سال تجربه کار حرفه ای برای اولین بار است که از دیدن چندین بار فیلم خودم خسته نمی شوم. سنتوری شاید از معدودفیلمهایی است که تمام جوانبش درخشان است. ازحرکات اعجاب آور دوربین تورج منصوری تا صدابرداری حیرت انگیز ایرج شهزادی ومونتاژساختار شکن مهدی حسنی وند وچهره پردازی وطراحی صحنه ولباس وچیدمان درست عوامل توسط محمد رضا شریفی نیا تا موسیقی محسور کننده کامکار وچاوشی.

تجلی بخش زحمات تمامی این عزیزان جمع بازیگرانی است که یک به یک آنقدر فوق العاده بودند ومن هرروز که مقابل هرکدام بازی می کردم به این امید بودم که کم نیاورم! در نهایت؛سنتوری حاصل عمر مهرجویی است.استاد مسلم تمامی ژانرها،اینبار یک تراژدی عاشقانه را چنان هوشمندانه توصیف می کند،که ماندگاری آن کمتر از هامون نخواهد بود. این شاهکار،معجزه کارگردانی است.یاران عزیز،علی بلورچی((سنتوری))،علی تنها،علی پرغم به زودی به میان شما خواهد آمد.قضاوت خوب یا بد بودنش با خودتان.ولی اگر خدا بخواهد،سنتوری نه اوج،بلکه تازه شروع یک راه است.راهی پرپیچ وخم وناشناخته با کلی آرزو وخواسته.انتقادات شما یاری بخش آینده من است.

 

نظر اول از ايمان عزيز از وب گلشيفته فراهاني ستاره ي سينماي ايران:

سنتوری، این فیلمو دیدم.
امیدی برای اکرانش نیست. اگه اکران می شد خیلی دوست داشتم چند بار این فیلمو تو سینما ببینم اما نشد.
از بازی های بی نظیری که دو سوپراستار ایران یعنی رادان و گلشیفته می کنن واقعا لذت برم. با خودم میگم آخه چرا گلشیفته پارسال کاندید نشد. واقعا تو سینمای الآن ایران تکن. اون کسانی که میگن سنتوری فیلم ضعیف مهرجوییه دروغه. یا فیلمو ندیدن و با مهرجویی و بازیگران فیلم بدن یا واقعا فیلم خوب نمی دونن چه فیلمیه.
تمام سکانس های فیلم برام زیبا بود و چقدر پایان دردناکی داره. اما یه امیدواری. فیلم تلخیست و بی نظیر.
سنتوری نابود شد. این فیلمو داغونش کردن. تهیه کننده ی بیچاره بدبخت شد. صفار هرندی هم که این روزا جک میگه. شنیدی گفته خود عوامل فیلم باعث لو رفتن فیلم شدن؟ اصلا خود عوامل فیلمو بیرون آورده باشن. یکی نیست بگه آخه به تو چه.

نظر دوم از اقليماي عزيز از وب استاد سينما ابراهيم حاتمي كيا:

در مورد سنتوری
چی میتونم بگم جز اینکه دوست نداشتم حسرت دیدن علی رو پرده به دلم بمونه
علی ما مگه چی داشت میگفت علی ما از همه گلایه داشت از کسایی که قدرشو ندونستن
علی ما میتونست بهترین باشه ولی بعضی ها نخواستن
مجوز همه کنسرتاشو لغو کردن
به خاطر چندر غاز پول مجبور شد بره توی هر خونه ننه قمری بزنه که چی یکی پول نداشت یکی خواست بهش حال بده .خورد ،کشید شد علی سنتوری.

نظر سوم از عليرضاي عزيز از وب گلشيفته فراهاني شاهكار سينماي ايران:

سنتوری رو دوست دارم، برای تدوین عالی و شاهکارش که سهم بزرگی در تاثیر گذاری زیاد فیلم داره. سنتوری رو دوست دارم،برای فیلمبرداری همیشگی تورج منصوری که با شیوه ی دوربین روی دست و تصاویر نیمه رنگی اش، جامعه ی کدر و پر از خشم ما رو نشون میده. سنتوری رو دوست دارم، برای صدای زخم خورده و تلخ و زیبای چاوشی. که بار احساسی سکانس های زیادی رو بر دوش میکشه و مو رو به تن همه سیخ می کنه. سنتوری رو دوست دارم،برای کارگردانی و نویسندگی همیسگی استاد مهرجویی که اوج خلاقیتهاش رو در سکانس های عاشقانه به رخ کشید و طوری فیلم رو کارگردانی کرد که سنتوری انگار فیلم نبود، بلکه مانند تصاویر مستند واقعی ای از جامعه در آمد. سنتوری رو دوست دارم برای بازیهای بی نقص و بی نظیر بهرام رادان و گلشیفته فراهانی که سهم بزرگی در بار تاثیر گذاری فیلم بر مخاطب دارن و در سکانس های مشترکشان، همه را به وجد می آورد
و در آخر، سنتوری فیلم به تصویر کشیدن علی سنتوری ها نیست. بلکه فیلم نشون دادن بغض توی گلوی هانیه هاست، که این وسط، قربانیان بی گناه ماجرا هستن.
سنتوری خیلی بزرگه. هم مسئولان و حامیانشون که این بلا رو سرش آوردن و هم مردم و منتقدها، 10 سال،20 ساله دیگه، خوب میتونن سنتوری رو درک کنن و پی به ارزش هاش ببرن. فقط میتونم بگم، سنتوری عزیز، از صمیم دلم دوستت دارم. رمز ماندگاری، بودن در قلب مردم است. که تو در آن به قله رسیده ای. از صمیم دلم تمام عواملش رو دوست دارم. و استاد مهرجویی بزرگ رو.

((توجه!نظر عليرضاي عزيز كمي طولاني بود براي همين جهت طولاني نشدن اين پست براي خوندن نظر كال عليرضاعزيز درمورد سنتوري به قسمت نظرات مراجعه كنيد))

نظر چهارم از آقا سعيد گل از وب هواداران داريوش مهرجويي:

اما در مورد سنتوری مطلب زیاد دارم ولی اگه بخوام در حد یه کامنت بگم باید گفت اگه هامون رو یه دانشگاه بدونیم سنتوری یه نمایشگاهه نمایشگاهی پر از صحنه های زیبا و لحظه های ناب فیلمی که با شجاعت چیزی حدود 30 دقیقه خود رو به سرخوشی علی و هانیه اختصاص میده 10 دقیقه رو به صدای چاووشی و باقی رو به فلاکت علی آیا این چیزی غیر از یک نمایشگاهه با تابلوهای زیبا و به یاد ماندنی در واقع سرخوش ترین فیلم مهرجویی سنتوری است یعنی لذت ناب یعنی همون دختر دایی گمشده که مهرجویی مدت ها دنبالش بود و حالا بهش رسیده.

نظر پنجم از آيدين از وب پرده نقره اي:

سنتوری چراغی بود که در عوض روشن کردن خود خاموش شد.

 

اين هم نظر خودم :

سنتوري رو ديدم. با سنتوري خنديدم. با سنتوري گريه كردم.با سنتوري زندگي كردم.

سنتوري حاصل عمر يك كارگردان است. سنتوري حكايت يك عشق است. يك عشق بي نهايت. سنتوري حكايت اوج و پستي است. سنتوري حكايت تباهي يك انسان است.

علي سنتوري. علي سنتوري تباه شد.نابود شد. اما به چه جرمي؟به جرم اعتياد؟اعتيادي كه علي سنتوري اون رو ترك كرد.همون طور كه زندگي وعشق، علي سنتوري رو ترك كرد.

علي تنها،علي پرغم،علي خسته عاشق بود.دوست داشت زندگي كنه.دوست داشت با عشق به اوج برسه.دوست داشت با عشق محبوب بشه.اما امان از دست اين زمونه.از دست اين زمونه بي رحم.

زمونه علي رو تباه كرد.علي مي خواست ستاره اي بشه تو اوج آسمون.اما فقط يه سايه ازش موند.

محسن چاوشي ترانه اي داره به اسم متاسفم. متاسفم شايد حكايت علي خسته ماست.

دل به هر كي دادي از سادگي دادي

زندگي تو پاي دلداگي دادي

هرجا كه ديدي چراغي پرفروغه

تا بهش رسيدي فهميدي دروغه

علي ساده بود وتن به عشق داد.علي زندگي خود رو در راه دلداگي داد. علي آينده پرفروغي داشت.اما آن آينده چيزي جز سراب وتباهي نبود.

تو رو با هول و ولا تنها گذاشتند

اونا كه لياقت عشق رو نداشتند

تك وتنهايي وبا پاي پياده

متاسفم برات اي دل ساده

علي تنها موند.اونهايي كه لياقت عشق رو نداشتند علي رو تنها گذاشتند.

واي هانيه... هانيه... هانيه چرا علي رو تنها گذاشتي. چرا براي علي سنگ صبور نشدي.چرا براش كوه درد نشد.

اما تو كوه درد باش

طاقت بيار ومرد باش

با توام هانيه؟مگه علي با زخم زبونات رفيق نبود.چرا با حرفات روي زخمش مرهم نگذاشتي.

من با زخم زبونات رفيقم

مرهم بذار با حرفات رو زخم عميقم

ازت دلخورم.ازت بدم مياد هانيه.چرا علي رو تك وتنها گذاشتي.چرا جلوي فرو رفتن علي رو توي گرداب نگرفتي.چرا پشت علي رو خالي كردي.چرا واسه علي سنگ صبور نشدي.

مي خواستي چيكاركني؟ چرا رفتي؟چرا به عشقت خيانت كردي.

به قول علي يعني تو مي تونستي با اون همون جايي بري كه با علي سنتوري رفتي؟ مي تونستي كارهايي رو كه با علي كرده بودي با اون هم انجام بدي.تا كجا مي خواستي بري.پس آشيونه پر از عشق ومحبتتون چي شد.چرا گذاشتي آشيونه تون رو خراب كنند.

علي تو رو مي خواست.علي مي خواست همراهش باشي.

رفيق من سنگ صبور غمهام

به ديدنم بيا كه خيلي تنهام

هيچكي نمي فهمه چه حالي دارم

چه دنياي رو به زوالي دارم

علي خسته بود.علي دلش از اين زمونه گرفته بود.دل علي رو شكستند.به چه جرمي؟

علي سنتوري معجزه كارگرداني داريوش مهرجويي ست.علي سنتوري چه دلخوشي ها وچه دلتنگي ها رو با خودش دارد.توي اين فيلم همه دست به دست هم داده بودند تا يك شاهكار خلق كنند.كارگرداني وفيلمنامه بي نظير از داريوش مهرجويي،فيلمبرداري استثنايي تورج منصوري،مونتاژ بي نقص مهدي حسيني وند كه صحنه ها رو مثل يك پازل در ست پشت سر هم قرار داده است بدون اينكه لحظه اي بيننده را سردرگم كند.فيلم بدون حتي يك شخصيت اضافي يا يك صحنه اضافي ساخته شده است.همه چيز در جاي خودش قرار دارد.انگار ما داريم يك زندگي واقعي را نگاه مي كنيم.بازي هاي استثنايي وبي نظير بازيگران فيلم.بهرام رادان يكي از ماندگارترين نقش هاي سينما را بازي كرد.انگار در با علي سنتوري يكي شده بود.زماني كه علي سنتوري درد مي كشيد انگار اين بهرام رادان بود كه داشت درد

مي كشيد.واقعا اگر كسي به جاي بهرام رادان بود اين نقش به اين زيبايي خلق مي شد؟

گلشيته فراهاني مثل هميشه عالي ست.بازي بي نقص او در طول فيلم روان ويك دست است. همان قدر كه ببينده با درد او همراه مي شود،از او بدش مي آيد به خاطر تنها گذاشتن علي.

مسعود رايگان ماندگارترين پدر تاريخ را در سينما به تصوير مي كشد. ديدن سكانس تزريق پدر براي علي بدون حضور مسعود رايگان غير قابل تصور است.

رويا تيموريان به رغم حضور كوتاهش بسيار عالي واستثنايي است.مادري كه فرزندش را از خود رانده. خيلي سخت است بازي در اين نقش.يك حضور بي نظير.

از همه گفتيم.از محسن چاوشي نگفتيم.محسن چاوشي با آن صداي محسور كننده و ويران كننده خودش به اندازه داريوش مهرجويي در بي نظير شدن سنتوري نقش دارد. آهنگ هايي كه تماشا گر را ويران مي كند.وتا ابد در گوش ها خواهد ماند.ترانه هاي سنتوري شاهكار به تمام معنا ست.ترانه ها خود به تنهايي قصه فيلم را به تصوير مي كشند.ترانه هايي كه تاابد در تاريخ سينماي ايران ماندگار خواهند شد.

حيفم آمد از سنتوري بنويسم وبه سكانس هاي مورد علاقه ام اشاره نكنم.دو سكانس براي من خيلي تاثير گذار وزيبا بود.يكي سكانس عقد علي با هانيه داخل چادر بود وديگري سكانس پاياني فيلم كه علي موقع خواندن ترانه هانيه رامي بيند كه مثل هميشه تشويق مي كند بعد در پايان ترانه ديگر هانيه اي نيست.كه با علي همراه شود.يكي از اين سكانسها اوج شادي وديگر اوج غم علي سنتوري بود.

در پايان در مورد سنتوري بايد بگويم:سنتوري فيلمي است ماندگار درتاريخ سينما.ماندگاري كه نتوانست رنگ پرده

نقره اي را به خود ببيند.وحيف از اين فيلم بي نظیر که می تونست دیده بشه 

محمد رضا شنبه چهارم اسفند 1386  نظر بدهید!

درباره دوسوپر استار2

دماغ سوخته خریداریم!

آخی کلی حال کردم بالا خره بادکنک قرمز ترکیدخیلی ضایع ست تیم اول از تیم آخر ببازه 

تسلیت به همه لنگی های عزیز مطالب زیر رو بخونید

توضيح

اول- همون طور كه ديدين وب تغيير كرده ولي متاسفانه بعضي قسمتها هنوز مورد توجه قرار نگرفته است.يكيش مربوط به نظرسنجي است.همون طور كه در پست قبلي گفتم زمان اين نظر سنجي محدودمي باشد.لطفا هر چه زود تردر اين نظر سنجي شركت كنيد.چون نتايجش ارتباط مستقيمي با يكي از پست ها خواهد داشت.نكته ديگر اضافه شدن بخش كلام ماندگار بوده ولي انگار كسي متوجه بودن اين قسمت توي وبلاگ نيست چون كسي هيچ اشاره اي بهش نكرد.

دوم- راستش نمي دونم چرا من هر وقت ميام يه قالب شيك واسه وبم بذارم در عرض سه چهار روز كلا منفجر مي شه.كه جا داره همين جا از سايت پارس تولز به خاطر ضايع كردن اينجانب كمال تشكر وقدرداني را بنمايم.چون اين بار دوم است كه بنده دچار پديده انفجار قالب ميشوم.ان شاالله يا اين قالب رو يه كم ويرايش مي كنم يا ... يه كاري مي كنم ديگه.فعلن باي.

درباره دوسوپر استار 2!!!!!!!!

سخن ماندگار:

فراموش نكن خوشبختى به سراغ كسانى مى رود كه براى رسيدن به آن تلاش مى كنند.

از عقلت استفاده كن اما بدان كه هميشه احساس است كه انسان را به جلومى راند.

 

همان طور كه در پست قبلي گفته بودم در اين قسمت در مورد دو سوپر استارديگر سينما يعني گلشيفته فراهاني وباران كوثري مي نويسم.در ضمن در قسمت نظرات بگوييد آيا دوست داريد باز هم در مورد بزرگان سينما بنويسم يا نه؟

گلشيفته فراهانى

اگر در اين زمانه گيس بريده نبود! كارنامه گلشيفته فراهاني درخشان ترين كارنامه سينمايي را بين بازيگران زن داشت!

با اينكه اين دو فيلم جزو فيلمهاي ضعيف گلشيفته فراهاني مي باشد ولي به هرحال او توانسته بهترين كارنامه را درمورد هم دوره اي هاي خود كسب كند.بازي در نقش يكي از بهترين نقش هاي تاريخ سينما براي بازيگري كه اولين فيلمش را تجربه مي كند كار بسيار سخت ودشواري است.وريسك بسيار بزرگي را مي طلبد.اما گلشيفته با بازي بسيار عالي در نقش ميم درخت گلابي نشان داد كه براي بازيگري چيزي فراتر از خانوداه هنري لازم است.چيزي به نام استعداد ذاتي.و گلشيفته فراهاني نشان داد كه به خوبي اين استعداد را در وجود خود دارد.حضور در شاهكار داريوش مهرجويي يك آغاز طوفاني براي او بود.وهمه دانستند كه سينما به زودي يك ستاره به معناي واقعي خواهد داشت.يك بازيگر به تمام معنا.حضور گلشيفته در فيلم زمانه شايد تنها به دليل تجربه كم او باز مي گشت.در حاليكه اگر حال بازي در اين فيلم به او پيشنهاد شود او به طور يقين از حضور در آن خودداري مي كند.تنها نكته قابل ذكر اين فيلم براي گلشيفته يكي حضور دركنار هديه تهراني بود كه او يكي از بازيگران پر قدرت سينما مي باشد.وديگر حضور گلزار در اين فيلم كه بعد ها زوج اين دو يعني گلزار وگلشيفته منجر به ساخت يك فيلم ماندگار به نام بوتيك شد.حميد نعمت الله براي اولين فيلمش سوژه وفيلمنامه بينظيري آماده كرده بود. فيلنامه قوي وكارگرداني عالي همراه شد با بازي هاي درخشان بازيگرانش.وساخته شدن يك فيلم ماندگار در سينما. اين فيلم محلي براي بروز استعداد دو تن از بهترين هاي سينما شد.يكي گلشيفته فراهانى وديگري حامد بهداد.پس از اين فيلم عزيزالله حميد نژادبا اشك سرما به سراغ گلشيفته آمد.اثري متفاوت وتحسين برانگيز.بازي در نقش يك دختر كرد براي گلشيفته نقشي عالي رقم زد.گرماي فيلم برخلاف سرماي ظاهري آن به شدت گيرا وجذاب از كار درآمد.واز اين پس گلشيفته ثابت كردكه حضور او درفيلم ضعيف زمانه هيچ ربطي به قدرت بازيگري يا استعداد او ندارد.در همان زمان گلشيفته فراهانى نامزد دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر زن شد.ودر حالي كه بسياري اين جايزه را حق گلشيفته مي دانستند جايزه به گوهر خير انديش رسيد.اما گلشيفته نا اميد نشد وبه كارش ادامه داد.ماهي ها عاشق مي شوند اثر دكتر علي رفيعي كه به اعتقاد من يكي از زيبا ترين وتاثير گذارترين فيلمهاي سينماي ايران است فرصتي ديگر براي هنرنمايي گلشيفته فراهانى به وجود آورد.بازي در كنار بزرگاني چون رضا كيانيان ورويا نونهالي تجربه فوق العاده اي براي او بود.به نام پدر اثر ابراهيم حاتمي كيا به روي پرده آمد.سوژه جالب فيلم بسياري را به سينماها كشاند. با اينكه عده اي از منتقدان سعي داشتند تا اين فيلم را به تكراري بودن متهم كنند اما با اين حال اين اظهار نظر ها نتوانست مانع از ديده شدن فيلم شود. همبازي شدن با پرويز پرستويي افتخار بزرگي بود.با اينكه در بيشتر صحنه هاي اين فيلم گلشيفته روي تخت بيمارستان بود ولي او با ارائه يك بازي زيبا وهنرمندانه به خوبي از عهده نقشش برآمد.گيس بريده اثر جمشد حيدري فيلم ضعيفي در كارنامه گلشيفته بود.فيلمي كه شايد تنها نقطه قوت آن بازي خوب گلشيفته بود.وشايد اگر حضور او را از فيلم ناديده بگيريم ديگر چيزي از فيلم باقي نمي ماند.اين فيلم شايد خيلي ها را به ياد زمانه انداخت.اما گلشيفته بازهم خود را نشان داد وباز هم به اوج باز گشت .ميم مثل مادر جاودانه مرحوم رسول ملاقلي پور فرصتي بسيار عالي براي گلشيفته فراهانى بود.بازي در اين فيلم نيز ريسك بسيار بالايي را مي طلبيد.بسياري معتقد بودن گلشيفته براي بازي در اين فيلم كم سن وسال است.ومناسب اين نقش نيست.اما بار ديگر هنر واستعداد ذاتي گلشيفته به كمكش آمد و او با ارائه يك بازي هنرمندانه همه را شگفت زده كرد.او با اين نقش يكي شد وبه نوعي با آن زندگي كرد.فيلم در واقع آن چيزي بود كه يك بازيگر براي شكوفا شدن لازم داشت.فضاي فوق العاده اي در اختيار گلشيفته قرار گرفت واو هم به خوبي از اين فرصت استفاده كرد.او آن چنان در اين نقش غرق شد كه اصلا به خود فكر نمي كرد.شايد در آن زمان او فكر مي كرد كه زندگي واقعي اش را در مقابل دارد.آن صحنه پشت صحنه كه گلشيفته با دست شيشه را مي شكند در خاطر خيلي ها مانده است.واو نشان داد كه ديوانه بازيگري است.اثر محسور كننده رسول ملاقلي پور تا ابد در خاطر سينما دوستان خواهد بود.فيلم پاياني عالي براي يك كارگرداني بود كه عمري با صداقت فيلم ساخت.عمو رسول انگار خود مي دانست اين فيلم آخرين اثر اوست پس جان خود را برايش گذاشت.بعد از اين اثر زيبا طلسمي عجيب به سراغ گلشيفنه فراهاني آمد.طلسم اكران نشدن فيلمهايش بدجور سينما دوستان را آزار داد. بازي بعدي گلشيفته فراهانى در فيلم كسي بود كه بازيگري را با آن شروع كرد.داريوش مهرجويي با سنتوري مي خواست شاهكاري عظيم بسازد وبراي بازي در اين اثر استثنايي چه كساني بهتر از بهرام رادان و گلشيفته فراهانى.فيلم به شدت كامل وبي نقص بود.همه چيز براي يك اثر زيبا آماده شد. وجود كارگردان بزرگي چون داريوش مهرجويي همراه شد با بازي هاي استثنايي بازيگران وفيلمبرداري حيرت انگيز تورج منصوري وتدوين ساختار شكن مهدي حسيني وند وصد البته موسيقي ويران كننده محسن چاوشي همه چيز را براي ماندگار شدن محيا كرد.انگار همه بزرگان سينماي ايران جمع شده بودند تا اثري بي نقص وبدون سوال را بسازند.خيلي هافروش بسيار بالايي براي فيلم متصور بودند وشايد اگر اين فيلم اكران شود ركوردي ماندگار به دست خواهد آورد.چيزي كه تا سالهاي سال باقي خواهد ماند.نيوه مانگ ساخته شد تا خاطره فيلم زيباي اشك سرما را زنده كند.اما اين فيلم نيز توقيف شد تا سينما دوستان در حسرت ديدن يك اثر شگفت انگيز باشند.هميشه پاي يك زن در ميان است وديوار با بازي گلشيفته فراهاني در جشنواره حضور دارد وطرفداران گلي منتظر هستند تا شايد طلسم اكران نشدن فيلم هاي گلشيفته شكسته شود.

باران كوثري

باران سينماي ايران بازيگري را خيلي زود شروع كرد.زندگي در يك خانواده كاملا سينمايي شرايط خوبي براي باران كوثري فراهم كرد.او درحاليكه فقط پنج سال داشت در فيلم بهترين باباي دنيا بازي كرد تا خيلي زود مزه حضور در سينما را بچشد.روسري آبي اثر زيباي رخشان بني اعتماد هرچه براي باران نداشت حداقل حضور در كنار بزرگان سينما را برايش به ارمغان آورد.حضور دركنار عزت الله انتظامي وفاطمه معتمد آريا براي يك بازيگر تازه كار تجربه نابي بود.نقطه شروع بازيگري حرفه اي باران كوثري فيلم زير پوست شهر بود.نقش باران كوثري در اين فيلم انگار فقط مختص او بود.زيرا اين فيلم قرار بود سالها قبل ساخته شود اما آن قدر ساخته شدن فيلم به تعويق افتاد تا باران به شانزده سالگي رسيد درست به سن بازيگر نقش فيلم! فيلم اثري اجتماعي وفوق العاده بود وباران به خوبي از اين فرصت استفاده كرد وخود را نشان دارد.او ثابت كرد كه كم كم مي تواند روي پاي خودش بايستد. رقص در غبار اثر اصغر فرهادي فرصت خوبي براي باران كوثري بود تا در فيلمي غير از فيلم هاي مادرش بازي كند.كوتاهي نقش او در اين فيلم مانع از آن نشد كه باران نتواند استعداش در عرصه بازيگري را نمايان سازد.برگ برنده اثر سيروس الوند اتفاق مهمي در كارنامه باران بود.نقش كاملا متفاوت والبته جسورانه باعث شد تا باران ديگر از گذشته خود جدا شده ونشان دهد كه مي تواند در فيلمي غير از فيلمهاي مادرش بدرخشد.البته اين فيلم آنچنان كه بايد وشايد ديده نشد تا مطرح شدن باران در سينما به تعويق بيافتد.فيلم بعدي باران اين فرصت را برايش فراهم كرد. رخشان بني اعتماد گيلانه را ساخت وبهترين موقعيت را براي باران جهت ديده شدن فراهم آورد.اثري فوق العاده همراه با بازي هاي درخشان.البته با اينكه بيشترين موفقيت نصيب بهرام رادان وفاطمه معتمد آريا شد اما اين فيلم بزرگترين لطفي كه براي باران داشت اين بود كه او توانست يكي از نقش هاي اصلي را برعهده بگيرد وبازي قابل قبولي را از خود ارائه دهد.فيلم به اندازه كافي بزرگ بود تا باران كوثري بتواندخودي نشان دهد.محمد حسين لطيفي براي ساخت فيلمش خوابگاه دختران باران كوثري را انتخاب كرد.فيلم درژانر وحشت ساخته شد.نقش اول اين فيلم را باران به خوبي ايفا كرد.فروش خوب فيلم باعث شد تا نام باران كوثري درميان سينما دوستان بر سر زبانها بيافتد.والبته اين فيلم سرآغاز همكاري باران كوثري ومحمدحسين لطيفي شد.همكاري كه درنهايت به شكوفا شدن استعدادهاي باران كوثري انجاميد.تقاطع فيلم قابل اعتناي ابوالحسن داودي با جمعي از ستارگان سينما ساخته شد.با اينكه نقش باران كوثري دراين فيلم كوتاه بود ولي او توانست با شايستگي تمام نقش را به بهترين وجه نشان دهد.محمدحسين لطيفي براي ساخت سريال تلوزيوني اش بار ديگر سراغ باران كوثري رفت.واو نقش حساس ودشوار دينا را دراين فيلم به عهده گرفت.واين تجربه جديدي براي باران بود.سريال صاحبدلان اثري كاملا زيبا وفوق العاده بود وبه اعتقاد من يكي از بهترين سريالهايي است كه تاكنون از تلوزيون پخش شده است. فيلمنامه كاملا منسجم وبي نقص همراه شد با بازي هاي عالي از سوي بازيگران.وسريال به خوبي توانست در بين مردم جايگاه خود را پيدا كند.بازي در نقش يك دختر جوان امروزي كه قرار بود نماينده نسل جوان باشد به خوبي توسط باران كوثري به نمايش درآمد.روز سوم اثر ديگر محمد حسين لطيفي سومين همكاري بين او وباران بود.فيلم درژانر دفاع مقدس ساخته شد.اين فيلم از معدود فيلمهايي است كه به واقعه خرمشهر مي پردازد.باران كوثري در اين فيلم نقش دشواري از لحاظ بازي داشت.درست همانند نقش گلشيفته فراهاني در به نام پدر باران كوثري در بيشتر صحنه هاي فيلم در يك فضاي كوچك بازي داشت وامكان بازي را به طور كامل در اختيار نداشت.اما او نيز توانست به خوبي از عهده ايفاي نقش خود برآيد.فيلم برنده سيمرغ بلورين بهترين فيلم جشنواره فجر شد.نكته جالب اين بود كه در جشنواره باران كوثري به خاطر بازي در دونقش كانديدا شد اتفاقي كه در جشنوار فجر نادر بود.

باران كوثري در يكي از مصاحبه هايش گفته:فكر مي كردم بايد درفيلم به گونه اي بازي كنم كه انرژي ام تمام شود وبميرم،اتفاقي كه فقط يك بار در خون بازي برايم افتاد.((ماهنامه سينماي پويا شماره3)).در سينماي ايران نقش متفاوت بازي كردن كار بسيار دشواري است اما اگر نقش متفاوتي هم براي يك بازيگر به دست بيايد باز هم در گوشه هايي از فيلم كليشه هاي تكراري وجود خواهد داشت.به قول يكي از بازيگران كه گفته بود هرچه قدر هم كه متفاوت بازي كنيم باز هم آخر كار يك سيني چاي مي دهند دست مان.اما اين اتفاق براي باران كوثري در خون بازي نيافتاد.اثري فوق العاده وديدني.فيلمي كه همه عوامل دست به دست هم دادند تا اثري جاودانه بيافرينند.بازي در نقش يك دختر معتاد.شايد آرزوي هر بازيگر زني باشد ايفاي اين چنين نقشي.يك نقش كاملا متفاوت براي بازيگرش.يك فرصت ناب،فرصتي كه شايد در طول دوران بازيگري يك بازيگر زن يك بار بيشتر پيش نيايد والبته باران به خوبي از اين فرصت نهايت استفاده كرد ونقش وخود را ماندگار كرد.توفيق اجباري چهارمين همكاري لطيفي با باران كوثري است.فيلمي كه در ژانر طنز ساخته شده است وتوانسته در گيشه بسيار موفق باشد.والبته باران توانست بازي در يك فيلم طنز را نيز تجربه كند چيزي كه بارها در مصاحبه هايش به آن اشاره كرده بود.

 

محمد رضا دوشنبه هشتم بهمن 1386  نظر بدهید!

نگاهی به کارنامه دو سوپر استار

 توضيح+ 

 

سخن ماندگار:

هنگامى كه به دنبال خوشى هاى بزرگ زندگى هستى شادى هاى كوچك را ناديده نگير.

به چيزى كه گذشت غم مخور،به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.

محمد رضا گلزار

يكي از بازيگران در مصاحبه اي گفته بود:زيبايي زخم بزرگي براي من است.شايد اين جمله در مورد محمدرضا گلزار هم در عالم سينما تا حدودي مصداق داشته باشد.بازيگر جذاب وزيباي سينماي ايران از داشتن چهره زيبا هم نفع برده وهم ضرر كرده است.نفع از اين جهت بوده كه توانسته فاتح گيشه ها باشد ودر نزد مردم محبوبيت كسب كند.وضرر از اين جهت كه حتي زماني كه در برخي فيلمها نقش آفريني خوب داشته باز هم مورد توجه منتقدين قرار نگرفته است.فيلم بوتيك نمونه بارز اين ادعاست.فيلم بسيار خوش ساخت با بازيهاي بي نظيركه مورد توجه بسياري از كارشناسان سينمايي قرار گرفت.بازي گلزار در اين فيلم عالي بود.براي من سكانس پاياني فيلم جايي كه جهان در آسانسور با سكوتي خاموش به انتظار سرنوشت نا معلوم مي نگرد بسيار خوب بود.همان طور كه گفتم گلزار در اين فيلم بازي خوبي داشته اما اين نقش آفريني براي او هيچ تشويق وتقديري به دنبال نداشت.شايد در اينجا چهره خوب مانع از ديده شدن نقش آفريني خوب شد. شايد اگر بازيگري به غير از گلزار در اين فيلم بازي مي كرد در جشنواره فجر ديده مي شد وچه بسا مي توانست جوايزي نيز از آن خود كند.

زماني كه گلزار در گروه آريان حضور داشت شايد هيچگاه فكر نمي كرد كه روزي گيشه سينما را در اختيار خود بگيرد.

سام ونرگس به كارگرداني ايرج قادري شروع نسبتا خوبي بود.اما پس از زمانه بود كه گلزار در سينما به چشم آمد.

بازي گلزار در اين فيلم مصادف شد با شروع شايعاتي كه در نشريات به راه افتاد.پس از بازي در اين فيلم بود كه شايعه ازدواج گلزار وهديه تهراني در نشريات زرد بيان شد .واز همان زمان بود كه گلزار تيتر يك نشريات شد وتا حالا هم از آن جا تكان نخورده است.شام آخر اولين فرصت عالي گلزار براي ديده شدن بود.بازي در فيلم فريدون جيراني چيز كمي نبود.فيلم باكارگردان اسم رسم دارش والبته با سوژه نا متعارف مي رفت تا موفقيتي بزرگ براي گلزار به دست آورد.اما فيلم نتوانست آن طور كه بايد بفروشد و منتقدين با سردي با اين فيلم برخورد كردند.گلزار اما ناميد نشد وهمچنان بازي كرد.تااينكه آرش معيريان تازه كار با يك اثر جسورانه سراغ محمدرضا گلزار رفت.طنز قابل قبول فيلم كما وحضور دو ستاره سينما يعني امين حيايي ومحمدرضا گلزار باعث شد تا فيلم پرفروشترين فيلم آن سال شود. از آنجا بود كه گلزار نشان داد چه توانايي در جلب نظر تماشاگران دارد.گل يخ كيومرث پوراحمد دومين همكاري گلزار با كارگردانان نامي كشور بود.گل يخ قرار بود نسخه جديدي از فيلم سلطان قلبها اثر ماندگار فردين باشد.اما اين كجا وآن كجا. همزمان با ساخته شدن گل يخ شايعه ممنوع الكار شدن گلزار در مطبوعات پيچيده شد.حضور گلزار وستاره تازه وارد سينما يعني الناز شاكر دوست والبته شايعات فراوان پشت سر فيلم مي توانست نظرمردم را به خود جلب كند ولي اينبار برخلاف انتظار فيلم شكست تجاري سختي خورد. در همين زمان بود كه عده اي گفتند كه كيومرث پور احمد از بازي گلزار ناراضي بود.گلزار اما برخلاف فيلمش روز به روز مورد توجه قرار مي گرفت.تهمينه ميلاني با آتش بس به سراغ گلزار رفت.اين فيلم برخلاف رسم فيلمهاي گلزار كه بازي كردنش در فيلمهاي كارگردانان بزرگ با شكست مواجه مي شد اينبار بسيار پرفروش شد.آتش بس با قرار دادن گلزار ومهناز افشار والبته باز هم با طنزي قابل قبول توانست ركوردها را جا به جا كند وبا فروش يك ميلياردي خود بازهم گلزار را به سوپر استار اول سينما تبديل كرد.در طي مدت حضور گلزار در سينما فرصتهاي بسياري براي حضور در فيلمهاي كارگردانان بزرگ پيش آمد.ابتدا سربازهاي جمعه مسعود كيميايي به دنبال حضور گلزار بود.اما او نتوانست در اين فيلم بازي كند.وبه جاي بازي در اين فيلم به سراغ كما رفت.سربازهاي جمعه برخلاف كما با شكست مواجه شدتا گلزار زياد بابت بازي نكردن در اين فيلم خودر اسرزنش كند.فرصت عالي ديگر گلزار بازي در فيلم مهمان مامان اثر داريوش مهرجويي بزرگ بود.گلزار تا قبل از فيلمبرداري فيلم در تمرينها شركت كرد.اما قبل از شروع فيلمبرادري بازي او در اين فيلم به دلايلي نامشخص منتفي شد. عده اي معتقد بودند كه علت عدم حضور گلزار دراين فيلم نقشي بود كه قرار بود او بازي كند.نقش يك معتاد كه بعد ها به پارسا پيروز فر رسيد.عده اي معتقد بودند كه گلزار براي اينكه نمي خواست چهره خودش را با بازي در اين فيلم خراب كند از بازي در آن انصراف داد. و

عده اي اختلاف او با بازيگردان فيلم را عامل عدم حضور او در اين فيلم دانستند.پس از بازي در فيلم ضعيف كلاغ پر گلزار فرصت حضور در مقابل دوربين ابراهيم حاتمي كيا را پيدا كرد.او مي توانست با بازي در اين فيلم جواب منتقدان خودرا كه او را متهم به نابازيگربودن مي كردند بدهد اما باز هم به دلايلي بازي او در اين فيلم منتفي شد.شايد اگر گلزار در سرباز هاي جمعه ومهمان مامان والبته در فيلم دعوت حاتمي كيا بزاي مي كرد مي توانست علاوه بر شهرت در ميان مردم در ميان كارشناسان نيز محبوبيتي داشته باشد اما اين فرصت نيز از دست رفت.

به هر حال گلزار توانسته با داشتن چهره اي جذاب وصد البته اخلاق اجتماعي فوق العاده در نزد مردم اعتبار بسياري داشته باشد.او دو فيلم از سه فيلم پرفروش سينما يعني آتش بس وتوفيق اجباري را در كارنامه دارد واين چيز كمي نيست.

بهرام رادان

پسر شايسته سينماي ايران شايد لقب مناسبي براي بهرام رادان باشد.بازيگري كه به حق مي تواند جانشيني خوبي براي بهروز وثوقي باشد.بهرام رادان نيز مانند گلزار از ابتدا قصد حضور در سينما را نداشت وبازيگري در سينما برايش يك تفريح بود.حضور در شورعشق شروعي اميدوار كننده اي براي رادان نبود.فيلمي ضعيف ولي با گيشه اي بسيار خوب.كارشناسان با دادن تمشك زرين به اين فيلم بزرگترين لطف را در حق بهرام رادان كردند.پس از اين فيلم بود كه رادان به خود آمد.او تصميم گرفت به سينما بيانديشد ونه به تيتر شدن در نشريات.او همان طور كه بارها گفته عاشق عصيان است.وحضور در نقش هاي اعتراض آميز برايش جذابيت فوق العاده اي دارد.آواز‍ قو اثر سعيد اسدي همان چيزي بود كه بهرام رادان به دنبالش بود. بازي در نقش يك جوان عاصي فرصت بسيار خوبي براي رادان بود. او هم قدر اين فيلم را دانست ونشان داد كه بازيگر شده است.بازي در آبي برايش فرصت حضور در كنار هديه تهراني را فراهم آورد.اما بهروز افخمي با گاو خوني فرصت حضور رادان در يك فيلم نامتعارف را به وجود آورد.حضور در جشنواره معتبر كن تقديري مناسب از رادان براي حضور در اين فيلم بود.البته در زمان حضور گاوخوني در جشنواره كن، ته دنيا با بازي رادان به كارگرداني بهروز افخمي ساخته شد. پوران درخشنده با يك فيلم جوانانه با نام شمعي در باد به سراغ رادان رفت.واز اينجا بود كه راه موفقيت براي بهرام رادان در سينماي ايران هموار شد.وخوشبختي در خانه او را زد.حضور در نقش يك جوان عاصي امروزي سيمرغ بلورين را برايش به ارمغان آورد.ورادان نشان داد مسير كسب زرشك زرين تا كسب سيمرغ بلورين را به خوبي طي كرده است.بهرام رادان سيمرغ بلورين را درحالي كسب كرد كه رقيب بزرگي به نام پژمان بازغي با فيلم عظيم دوئل را داشت.در حاليكه همه فكر مي كردند سيمرغ بلورين نصيب بازغي خواهد بود اما بهرام رادان در ميان تشويق صدها تماشاگر جايزه را نصيب خود كرد.ونشان داد با چهره زيبا هم مي توان بازي خوبي ارائه داد.والبته هيچ كس هم نتوانست به اين انتخاب بجا اعتراض كند. سربازهاي جمعه ي مسعود كيميايي ساخته شد.حضور رادان در اين فيلم نتوانست موفقيت تجاري براي اين فيلم به دست آورد.اما توانست فرصت همكاري با مسعود كيميايي بزرگ را براي او به ارمغان آورد.رادان مورد توجه كارگردانان بزرگ قرار گرفته بود. پس از اين فيلم رادان در فيلمهاي مختلفي بازي كرد.حضور او در ازدواج صورتي بسيار تعجب برانگيز بود.ونشان داد كه رادان همان قدر كه به بازي در فيلمها ونقش هاي متعارف وهنري علاقه دارد از حضور در فيلمهاي تجاري نيز غافل نيست.

بازي او در اينگونه فيلمها آدم را ياد اورسن ولز بزرگ مي اندازد.كسي كه در فيلمهاي درجه دو ودرجه سه بازي مي كرد وبعد فيلم ماندگاري مثل همشهري كين مي ساخت!

گيلانه اثر فوق العاده رخشان بني اعتماد اثري شد براي نشان دادن توانايي هاي نهفته رادان در عرصه بازيگري. حضورعالي وبينظير در نقش يك جانباز قطع نخاعي رادان را ماندگار كرد.بازي زيباي رادان در اين فيلم همزمان شد با بازي شاهكار فاطمه معتمد آريا در نقش يك مادر رنج ديده.ديگر رادان كيمياي بازيگري را به دست آورده بود وحضورش در هر فيلمي گوشه اي از توانايي هايش را به رخ مي كشيد.حكم مسعود كيميايي به روي پرده سينما آمد.اما تنها نكته قابل توجه اين فيلم بازي بهرام رادان بود كه مثل هميشه عالي وبي نقص بود.در اين زمان بود كه او ثابت كرد هيچگاه در عرصه بازيگري اشتباه نمي كند. سنتوري داريوش مهرجويي بر روي تمامي فيلمهاي رادان سايه انداخت.شاه نقش سنتوري پيش از اين قرار بود به كس ديگري برسد.ابتدا داريوش مهرجويي به سراغ افراد غير حرفه اي رفت.اما وقتي سپردن اين نقش را نتوانست به غير حرفه اي ها واگذار كند به سراغ بازيگران شناخته شده رفت.گزينه هاي مختلفي از جمله پارسا پيروز فر براي اين نقش در نظرگرفته شدند.اما اين محمدسلوكي بودكه نقش را مال خود كرد.در روزهاي آخر بود كه محمدرضا شريفي نيا كه مسئول انتخاب بازيگران بود بهرام رادان را براي اين نقش در نظر گرفت.انتخابي عالي. آنقدر رادان در اين فيلم عالي بازي كرد كه داريوش مهرجويي در وصف او گفته:او يك آكتور حرفه اي است.بازيگر ابتدا بايد خمير مايه را داشته باشد تا به نقش مسلط باشد.ماكاري كه مي كنيم راهنمايي اوست.راهنمايي اش مي كنيم واز او ميخواهيم كه فلان كار را بكند ونكند.وقتي خواسته ها منطقي ومعقول وبا خصوصيات شخصيت جفت وجور باشد احساس رهايي مي كند.بهرام رادان همه اين ويژگي ها را داشت... بازيگري يعني همين.اين كه هر خواسته اي را كه كارگردان داشته باشد، اجرا كند. بازيگر يعني منظم بودن،كه همه اين فاكتور ها را بهرام يك جا داشت.به اعتقاد من سيمرغ بلورين بازيگر مرد حق مسلم اوستبهرام رادان»يك آكتور حرفه اي در سينماي ما است.((به نقل از همشهري جوان شماره 107))

- با توجه به اينكه اين پست طولاني شد ان شاالله در پست بعدي سراغ دو سوپر استار ديگر سينما يعني گلشيفته فراهاني وباران كوثري خواهم رفت.

محمد رضا یکشنبه بیست و سوم دی 1386  نظر بدهید!

زوال يا عصيان

مي خواهم اعتراض كنم،مهرسكوت را بشكنم واعتراض كنم.مي خواهم باد را با خود همراه كنم وطوفاني غريب به را بياندازم.نه براي خودم.براي سينما.براي سينمايي كه عاشقش هستم.براي سينمايي كه خيلي ها عاشقش هستن.

سينما.سيصد نما ،شايد هم سه ميليون نما.وسوسه انگيز است نه؟اينكه حركت را به تصوير بكشي وماندگارش كني.

وسوسه انگيز نيست كه دوربين به دست بگيري وعقايدت را،علايقت را،اعتراضهايت را وشادي هايت را به تصوير بكشي؟نمي دانم چرا سينما اين همه شيفته دارد.مگر در خرد چه جادويي نهفته كه اين همه سرگشته وعاشق دارد.داريوش مهرجويي،مسعود كيميايي،ابراهيم حاتمي كيا،بهرام رادان،محمد رضا گلزار،گلشيفته فراهاني،باران كوثري وصدها عاشق ديگر.مگر اينها سرگرمي وكار ديگري ندارند كه به سينما آمده اند.چه قدر حوصله دارند كه عمر خود را وزندگي خود را وقف سينما كرده اند.مي داني به نظر من ليلي بايد به سينما حسادت كند.او يك عاشق ديوانه وشوريده داشت وسينما هزاران عاشق.چه لبخندها كه بعد از ديدن بسياري فيلمها روي لبان سبز شده وچه اشكهايي كه همراه با فيلم ريخته ايم.مگر مي شود سينما را ناديده گرفت.اصلا چه طور مي توانيم به سينما ظلم كنيم؟ما چه بي رحم هستيم كه دل سينما را مي شكنيم ومغرورانه خود را بزرگ مي بينيم.سينماي ايران براي خودش دنياييست شگفت.خاموش ولي با فريادي آسماني.براي خودش تاريخ ساز شده.بيش از صد سال دارد وما چرا ياد نگرفته ايم هنوز كه به بزرگترهايمان احترام بگذاريم.چرا ياد نگرفته ايم آنهايي كه زندگي شان سينماست وبراي دل ما ودل خودشان فيلم مي سازند احترام بگذاريم.مسعود كيميايي را مورد هجوم انتقاد هايمان قرار داده ايم وكوچكش كرديم. دل حاتمي كيا را به درد آورده ايم وخسته اش ساخته ايم.بهرام بيضايي را خانه نشين كرده ايم.وحال نوبت داريوش مهرجوييست.

نوبت بزرگي كه بزرگي است.مي خواهيم قلبش را بشكنيم.به چه قيمت؟! انگار برايمان مهم نيست.چرا قدرداني را بلد نيستيم .چرا طريق عاشقي را ياد نگرفته ايم.نمي دانم.همين.اين قدر مي دانم كه نمي دانم.نمي دانم شكستن يك اسطوره چه لذتي دارد كه اين گونه از آن لذت مي بريم.تا كي.به چه قيمتي ستاره هايمان را خاموش مي كنيم.اگر ديگر ستاره اي نداشته باشيم چه بايد بكنيم.شب هاي تاريك را باكدامين نور پشت سر بگذاريم.مگر تاريخ چند مهرجويي و كيميايي وحاتمي كيا به خود ديده خيلي راحت ناديده شان مي گيريم.آخ كه چه قدر عاشق ترانه هاي محسن چاوشي ام انگار كه حرف دلم را با ترانه هايش مي خواند.تنهاي بي سنگ صبور/خونه سرد وسوت وكور /توي شبات ستاره نيست/موندي وراه چاره نيست/اگر چه هيچ كس نيومد/سري به تنهاييت نزد/اما تو كوه درد باش/طاقت بيارومرد باش.ما بي سنگ صبوران،ماكه خانه هايمان سرد وسوت وكور است.ما كه شبهايمان بي ستاره است.آيا مي توانيم كوه درد باشيم.آيا مي توانيم طاقت بياوريم ومرد باشيم.آيا اصلا مردانگي مانده.ياد آن روزها كه ستاره ها قدر داشتند به خير.نوشته هايم به اين خاطر نيست كه سنتوري را نديده ام كه آن غم بزرگي ست. بلكه به خاطر اين است كه در سينما راه ناكجا آباد را پيش گرفته ايم ومغرورانه پيش مي رويم و به دل هاي شكسته عاشقهاي سينما بي توجهي مي كنيم.سينماي ما بيمار شده ودارد نابود مي شود ما به كلاغ پر نمي خنديم ما به خود ودل كوچكمان مي خنديم.برماچه شده كه با ديدن قلقك قهقه سر مي دهيم.يعني اينقدر مارا غصه فراگرفته كه با دلقك بازي هاي چند نابازيگر مي خنديم.يعني انقدر فيلم كمدي نديده ايم كه با ديدن لودگي هاي يك عده از خنده ريسه مي رويم.يعني گيشه آن قدر مهم است كه يك بازيگر را تا آستانه نابودي بكشانيم.يعني براي خندان تماشاگر كاري غير از كپي كردن فيلمهاي موفق ولوس بازي بلد نيستيم.مي خواهم سينما را نفرين كنم ولي مگر مي شود.هرجوري نفرينت كنم آخر نانجيبيه.چه كنيم.به چه كسي پناه ببريم.كه حرفهايمان شنيده شود.چگونه عصيان خود را خاموش كنيم.چه كنيم كه بار ديگر بهرام بيضايي وناصر تقوايي فيلم بسازند.چه كار كنيم كه سنتوري را روي پرده سينما ببينيم.چگونه بر دل ها تلنگر بزنيم،از خواب بيدارشان كنيم وبگوييم آي...با تو هستم كي مي خواهي از خواب غفلت بيدار شوي...

محمد رضا شنبه یکم دی 1386  نظر بدهید!

درباره ابراهيم حاتمي كيا به بهانه دعوت

نوشتن درباره حاتمي كيا كاري بس دشوار است.نه اينكه واژه ها ياريم نكند ونه اينكه نتوانم وصفش كنم زيرا هرچه كه از خوبي ها بنويسم لايقش هست.دشوار است چون مي ترسم به جانب داري الكي محكوم شوم.اما مي نويسم.با جرأت هم مي نويسم.چون كه به او مديونم.چون با آژانس شيشه اي او بود كه عاشق سينما شدم.با فيلمهاي او بود كه بزرگ شدم.وگاه حرفهاي دلم را در فيلمهاي هنرمندانه او يافتم.فيلمهايي كه انگار برپرده نقره اي نقاشي شده به دست نقاشي چيره دست.مگر مي شود فراموش كنم اشكهايي را كه با حاج كاظم آژانس شيشه اي ريختم.مگر مي شود بغضي را كه فريادهاي پدر خسته به نام پدر را كه باديدنش گلويم را فشرده از ياد ببرم.مگر مي شود اوج گرفتن ارتقاع پست را فراموش كنم.مگر مي شود عصيانهاي بازيگران حاتمي كيا را فراموش كنم.پس جاي هيچ گلايه نيست اگر سراسر اين متن تعريف وتمجيد از يگانه مردي باشد كه مردانه پاي فيلمهايش واعتقاداتش مي ايستد.اين ايستادن او مرا ياد صخره هاي كنار اقيانوس مي اندازد كه مغرورانه وسربلند در برابر امواج قدبرافراشته ودر مقابل تازيانه هاي امواج مي ايستد بي آنكه خم به ابرو بياورد.حاتمي كيا چه رنجها كشيد تا مرد جاودانه عاشقان پرده نقره اي شود.مدتي پيش برنامه اي از شبكه چهار پخش شد كه درآن آژانس شيشه اي مورد برسي قرارگرفت. حرفهاي پرويز پرستويي وابراهيم حاتمي كيا درمورد فيلم فراموشم نشده.در قسمتي كه ابراهيم حاتمي كيا درباره نوشتن فيلمنامه اثر ماندگارش توضيح مي داد در قسمتي از جملاتش گفت:ديگر نمي خواستم فيلم بسازم.اما مگر مي شود افسون سينما را ناديده گرفت.مگر مي شود عشقي كه سراسر وجودت را فراگرفته ازياد ببري.او مكاني را نشانمان داد كه فيلمنامه رانوشته.محلي كه حاتمي كيا يكسال آنجا نشست ونوشت تا آژانس شيشه اي را بنويسد.از مشكلاتش گفت.گفت كه حتي ماشين پليس هم از اودريغ شد.واو با تمامي مشكلات فيلمش را ساخت.اين مشكلات مال آژانس نبود،بلكه در ساختن ارتفاع پست هم به وجود آمد اما حاتمي كيا مردانه پاي فيلمهايش ايستاد.فريادهاي فروخفته عاشقان ميهن را در آژانس شيشه اي را به تصوير كشد.وچه زيبا نشانمان داد كه چگونه بيرحمانه جاودانه هايمان را به دست فراموشي سپرده ايم.به نام پدر را ساخت،انتقاد بسياري از شبه منتقدان را كه اورا به تكرار متهم كرده بودند به جان خريد.ومن مي گويم چه زيباست تكرار هاي حاتمي كيا.او همه چيز را به جان خريده تا حرفهايش را كه حرفهاي يك نسل است به زبان بياورد.نه تنها من بلكه سينما مديون اوست.مديون خستگي ناپذيريش.وما چه بيرحم هستيم كه قدر بزرگ مردمان را نمي دانيم.مدت كوتاهي از اعلام اسامي بازيگران منتخب براي فيلم دعوت آن هم از رسانه ها نگذشته بود كه ناگهان همه چيز را فراموش كرديم.فراموش كرديم كه حاتمي كيا اسطوره ما بود.از ياد برديم كه تمامي آثار او حرف دلمان است.از ياد برديم كه او كارش را بلد است.ازياد برديم كه او هرگز در فيلمهايش اشتباه نكرده.بله خيلي راحت مي گويم حاتمي كيا در فيلمهايش اشتباه نكرده.هرگز اثري رابه نمايش نكشيده كه بعدا از ساختنش پشيمان شود.واي برما كه فراموش كرديم كه او براي تجارت به سينما نيامده.اوكسي نيست كه هنرش را،اعتقاداتش را وحرفهايش را از ياد ببرد.او كسي نيست كه گيشه اي بسازد.كه اگر اينگونه بود الان شاهكاري چون ارتفاع پست نداشتيم.جاي خالي موج مرده در سينماي ما احساس مي شد.چنان حرفهايي از افرادي شنيده ام كه نزديك بود پس بيافتم.افرادي كه ادعاي طرفداري حاتمي كيا وحاج كاظمش را داشتند اما حرفهايي زدند كه حتي منتقدان مخالف حاتمي كيا نزده بودند.تا به حال هيچ منتقدي از بزرگ تا كوچك جرأت نكرده بود حاتمي كيا را به تجاري ساختن متهم كند.اما حال شخصي كه حتي فرق فيلم را با واقعيت نمي داند به خودش اين اجازه را داده كه برحاتمي كيا انتقادكند.وبگويد لباس حاج كاظم بر تن گلزار گشاد است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!يكي نيست بگويد عزيز من،عاشق حاج كاظم تو هنوز آنقدر كوچكي كه بخواهي حتي معناي فيلمهاي حاتمي كيا را درك كني حالاآمدي براي خودت اظهار فلسفه مي كني.

مي خوام رك وبدون پرده جملاتي بنويسم.هركس خوشش نيامد آبي بخورد.سخن من با تمامي كساني است كه معتقدند لباس حاج كاظم برتن گلزار گشاد است.تو كه ادعاي طرفداري داري اصلا به تو چه مربوط است كه حاتمي كيا مي خواهد از كدام بازيگران در فيلمش استفاده مي كند.مگر او موقع ساختن آژانس شيشه اي از تو مشورت خواسته بود.درموقع ساختن ارتفاع پست تو كجا بودي؟چه شده احساس بزرگي كرده اي؟اصلا چه طور جرأت كردي درباره حاتمي كيا اظهار فلسفه كني؟مگر تو چه كاره اي كه به خودت اجازه مي دهي به حاتمي كيا امر ونهي كني؟دعا مي كنم كه حاتمي كيا خزعبلات تورا نخواند چون ممكن است قلب بزرگش به درد آيد.تو كه ادعاي سينه چاكي ارتفاع پست را داري!توكه مي گويي به اعتقادات حاتمي كيا اعتقاد داري.پس چرا حالا مي گويي حاتمي كيا عوض شده.چرا نمي خواهي درك كني حاتمي كيا همان حاتمي كياست.فقط ژانر فيلمش عوض شده.او همچنان دغدغه هاي گذشته را دارد.او به فكر نسل جوان است.نسلي كه چه زيبا رسول ملاقلي پور نسل سوخته اش خواند.

پس كمي فكر كن.اصلا صبر كن دعوت را ببين اگر اعتقادات حاتمي كيا عوض شد هرچه خواستي بر من بگو...

نكته:دوستان عزيز من خودم اين مطلب را اينقدر دير نوشتم تا نكند كه به ماهي گرفتن از آب گل آلود متهم شوم وبگويند كه او هم سوار موج نقدهاي دعوت شده است.

محمد رضا چهارشنبه چهاردهم آذر 1386  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی
افتتاح وب سایت گروه هواداران گلشیفته فراهانی
به زودی...
نگاهي به سريال هاي تلوزيون در ماه رمضان.
تولد وب وچند مسئله مهم
سينما/تاريخ/هنر
خداحافظ عمو خسرو
سلام مجدد
نگاهي به مجموعه هاي تلوزيوني در نوروز 1387
عید مبارک!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
جنون سنتوری
درباره وب
دریچه ای نو به سینمای ایران/نگاهی تازه به سینما وفیلم
نوشته های این وبلاگ نظر شخصی نویسنده می باشد.وهیچ گونه قصد یا غرضی نبوده وقصد توهین به هیچ کس را ندارد

آمار کاربران
 
چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان

لینک دوستان

بخش ویژه

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس


صفحه اصلي  |  آرشیو |  لینکستان  |  تماس با ما




 Design By ParsTheme & Publish By ParsTheme


www.rapfa.com

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ