توجه توجه
اگر برای زحمات استادی که چهل سال برای سینما زحمت کشیده ارزش قائلید
اگر هنوز هم حلال حروم برایتان معنی دارد
اگر هنوز ذره ای انسانیت برایتان باقی مانده
شماره حسابی از سوی استاد مهرجویی برای حداقل رفع ضرر مالی حاصل از قاچاق فیلم اعلام شده از همه شما دوستداران سینما تقاضای عاجل دارم حداکثر مبلغی که در توانتان هست به شماره حساب زیر واریز کنید
0116407795
به حساب فرامرز فرازمند و داریوش مهرجویی ،بانک تجارت ،چهار راه پارک،کد 032 واریز نمایید.
سخن ماندگار: برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه، قدرت و جرات لازم است. و گر نه هر ماهی مرده ای هم می تواند از طرف موافق جریان آب حرکت کند. (دکترعلى شريعتى)
انسان موفق کسى است که بتواند با آجرهايى که به سمت او پرتاب ميکنند، بناى محکمى بسازد.
شايد آن زمان كه جناب عطار شاعر نامي ايران در كتاب منطق الطير خود سيمرغ را به ايرانيان به عنوان نماد عرفان معرفي مي كرد نمي دانست كه روزي اين پرنده عزيز تبديل به نماد سينماي ايران خواهد شد.نمادي كه كلي طرفدار وكلي مخالف خواهد داشت.بسياري خواهند بود كه به خاطر آن دعوا وجنجال به راه خواهند انداخت وبسياري آرزو خواهند داشت كه سر به تن اين پرنده بخت برگشته نباشد.

عده اي براي سيمرغ سر ودست مي شكنند.وبراي به دست آوردنش هركاري مي كنند.حتي حاضرند براي آن نامه اعتراض آميز آن چناني بنويسند.عده اي هم مانند داريوش مهرجويي كمترين اعتنايي به اين جشنواره وجايزه هايش ندارند.آن جمله معروف مهرجويي هنوز از ياد سينما دوستان نرفته است.مدتها قبل پس از اينكه داريوش مهرجويي سيمرغ بلورين بهترين كارگرداني را از آن خود كرده بود،خبرنگاري به او گفت :بالا خره حق خودرا گرفتيد واو در پاسخ گفته بود:مگر جشنواره سرگردنه است كه من حق خود را بگيرم.
جشنوراه در سالهاي ابتدايي توانست به هدف اوليه اي كه داشت يعني دلگرمي وتشويق اعضاي سينما عمل كند.اما پس از گذشت سالها اين امر جايش را به جنجال سازي داد.انتخابهاي نادرست داوران باعث بروز مشكلات وجنجال هاي بسياري شد.كه اوج اين اعتراضات در جشنواره بيست وپنجم بود.
اشتباهات بسيار داوران در انتخاب بهترين ها سبب اعتراضات شديدي شد.كه مهترين آنها بحث بر سر انتخاب بهترين فيلم وبهترين بازيگر نقش اول زن بود.
در اين دوره جوايز به كساني داده شد كه زياد قابل پيش بيني نبودند.البته انتخاب بهرام رادان خارج از اين بحث است. درحاليكه كه تمامي كارشناسان بازي حامد بهداد را در روز سوم يك بازي بينظير توصيف كرده بودند اما انگار اين نقش آفريني زياد مورد توجه قرار نگرفت.سنتوري شاهكار داريوش مهرجويي كه به عقيده بسياري از كارشناسان ومنتقدان جزو بهترين هاي جشنواره فيلم فجر بود تنها توانست يك جايزه از آن خود كند.در بخش انتخاب بهترين بازيگر زن به غير از باران كوثري دو نامزد ديگر نقش هاي مكمل را ايفا كرده بودند وبازي گلشيفته فراهاني ومريلا زارعي ديده نشد. كه هردوي اين بازيگران يكي از بهترين بازيهايشان را ارائه داده بودند.انگار كه در جشنواره سال گذشته داورها به دقت فيلمها را نديده بودند!!! جنجالها واعتراضات تا مدتها پس از جشنواره ادامه داشت.تا اينكه جشنواره بيست وششم از راه رسيد.بسياري براين عقيده بودند كه حوادث سال گذشته باعث خواهد شد كه امسال داوري ها به دقت انجام شود واميدواري هاي بسياري به داوري اين جشنواره بود.امازهي خيال باطل! هيچ چيزي تغيير نكرده است.
در جشنواره امسال بيشتر ازاينكه كارگردانان مورد توجه باشند،اين بازيگران بودند كه مورد توجه قرار گرفتند وهمه به معتقد بودند كه نقش آفريني هاي خوبي از بازيگران در اين جشنواره ديده خواهد شد.
اما پس از اعلام اسامي نامزد ها مشخص شد كه داوران زياد به بازي بازيگران توجه نداشتند.مهمترين چيزي كه در ميان اسامي نامزدها به چشم مي خورد عدم حضور ترانه عليدوستىدرميان نامزدها بود.بازيگري كه تمامي كارشناسان
به قدرت واستعداد بالاي بازيگري او واقف هستند. اما به جاي او الناز شاكردوست جزو نامزدها قرار گرفت.
بازي حامد بهداد براي هزارمين بار ناديده گرفته شد. اين جمله را چند جا گفته ام اين جا هم مي گويم:ممكن است حامد بهداد جايزه اسكار بهترين بازيگر را بگيرد اما سيمرغ بلورين انگار برايش جزو ممنوعه هاست.
حامد بهداد بازيگر است.خيلي راحت مي توان او را جزو سه بازيگر برتر سينماي ايران قرار داد.بازيگري كه در هرنقشش هنر خود را نشانمان مي دهد.چنان در نقش فرو مي رود كه تماشاگر بي اختيار مجذوب وشيفته بازيش مي شود.او انگار با خود جادويي دارد.بوتيك- كافه ستاره- روز سوم و نقش هاي ديگر كه هريك اگر در كارنامه يك بازيگر باشد ماندگاري برايش حتمي است.اما انگار داوران هنگام پخش فيلمهاي او چشمهايشان را مي بندند.انگار داوران هنوز بازيگري را نفهميده اند.البته شايد هم تقصير خود بهداد باشد.چون آنقدر عالي وبي نقص بازي مي كند كه همه فكر مي كنند اين عادت اوست وبراي نقش هايش زحمت نمي كشد.شايد اگر او چند فيلم مزخرف در كارنامه داشت حتما سيمرغ بلورين نصيب او مي شد. نمونه بارزش امين حيايي.بازيگر فيلمهاي تجاري والبته بي معني وآبگوشتي.
بازي كردن در شارلاتان-عروس خوش قدم- اخراجيها واقعا هنر مي خواهد وامين حيايي اين هنر را دارد.او بعد از كلي فيلمهاي استثنايي در يك فيلم خوب ظاهر شد تا داوران هم كمال همكاري را با او بكنند.
گلشيفته فراهاني هم مانند حامد بهداد ناديده گرفته شد.درباره گلشيفته نوشته ام اما باز هم كم است وبازهم مي نويسم.بازيگري كه با اتكا به قدرت بازيگري خود ونه چيز هاي ديگر!!!!!! توانسته در سينماي ايران به عنوان يك بازيگر بي نظير خود را مطرح كند.بوتيك – اشك سرما- سنتوري در جشنواره بودند ولي داوران انگار بازي شاهكار سرشان نمي شود.انگار تفاوت خوب بازي كردن را با شاهكار بازي كردن نمي دانند.انگار نمي دانند بازيگران براي فيلم هايشان چه زخماتي مي كشند.هنگامه قاضياني! بازيگري كه حتي نامش نيز آشنا نيست.او يك فيلم بازي كرد وسيمرغ گرفت.نمي دانم اگر سيمرغ گرفتن اينقدر راحت است چرا حامد بهداد وگلشيفته فراهاني نمي توانند آنرا به دست بياورند.انگار اين رسم سينماست كه بزرگان هيچگاه ديده نشوند.آلفرد هيچكاك را به ياد بياوريد.كارگردان بزرگ سينماي جهان كه هرگز جايزه اسكار را لمس نكرد. يا مارتين اسكورسيزي كه پس از سالها فيلم درجه يك ساختن فقط يك بار توانست اسكار را به دست بياورد.اما ارباب حلقه ها جوايز اسكار را درو كرد. يا استيون اسپيلبرگ كه بعد از ساختن دهها فيلم تجاري با ساختن يك فيلم خوب توانست جايزه اسكار را به دست آورد.كه اين را مي توان به راحتي با جايزه گرفتن امين حيايي مقايسه كرد.
نمي دانم داورها تا كي مي خواهند به كارهايشان ادامه دهند.واقعا چرا يك بازيگر بايد براي يك جايزه نامه اعتراض آميز بنويسد؟! واقعا چرا يك بازيگر بايد از داوران بخواهد كه فيلم را در خلوت خودشان بار ديگر ببينند.آيا به غير از ناديده گرفتن حق شايستگان دليل ديگري وجود دارد.
واقعا بايد اين حرف مسعود ده نمكي را كه گفته ((نه مرغتون رو مي خوام نه سيمرغتون رو ))،همه بازيگران بزرگ سينما بگويند.
راستي در پايان يك پيشنهاد به مسئولين جشنواره فجر دارم وآن اينكه نام سيمرغ بلورين را به سيمرغ مجيد مجيدي تبديل كنند تا بتوانند با خيال راحت به اين كارگردان بزرگ جايزه بدهند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!