تبليغاتX
ده بیست 30نما

mhcinema

محمد رضا

mhcinema

http://mhcinema.blogfa.com

ده بیست 30نما

ده بیست 30نما

ده بیست 30نما

دریچه ای نو به سینمای ایران/نگاهی تازه به سینما وفیلم
نوشته های این وبلاگ نظر شخصی نویسنده می باشد.وهیچ گونه قصد یا غرضی نبوده وقصد توهین به هیچ کس را ندارد دریچه ای نو به سینمای ایران/نگاهی تازه به سینما وفیلم

ده بیست 30نما

 
شبه نقدهاى يك دوستدار سينما!    امروز  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات





آرشیو مطالب

لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " ده بیست 30نما " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید. 
آرشیو تماس با ما


درباره ابراهيم حاتمي كيا به بهانه دعوت

نوشتن درباره حاتمي كيا كاري بس دشوار است.نه اينكه واژه ها ياريم نكند ونه اينكه نتوانم وصفش كنم زيرا هرچه كه از خوبي ها بنويسم لايقش هست.دشوار است چون مي ترسم به جانب داري الكي محكوم شوم.اما مي نويسم.با جرأت هم مي نويسم.چون كه به او مديونم.چون با آژانس شيشه اي او بود كه عاشق سينما شدم.با فيلمهاي او بود كه بزرگ شدم.وگاه حرفهاي دلم را در فيلمهاي هنرمندانه او يافتم.فيلمهايي كه انگار برپرده نقره اي نقاشي شده به دست نقاشي چيره دست.مگر مي شود فراموش كنم اشكهايي را كه با حاج كاظم آژانس شيشه اي ريختم.مگر مي شود بغضي را كه فريادهاي پدر خسته به نام پدر را كه باديدنش گلويم را فشرده از ياد ببرم.مگر مي شود اوج گرفتن ارتقاع پست را فراموش كنم.مگر مي شود عصيانهاي بازيگران حاتمي كيا را فراموش كنم.پس جاي هيچ گلايه نيست اگر سراسر اين متن تعريف وتمجيد از يگانه مردي باشد كه مردانه پاي فيلمهايش واعتقاداتش مي ايستد.اين ايستادن او مرا ياد صخره هاي كنار اقيانوس مي اندازد كه مغرورانه وسربلند در برابر امواج قدبرافراشته ودر مقابل تازيانه هاي امواج مي ايستد بي آنكه خم به ابرو بياورد.حاتمي كيا چه رنجها كشيد تا مرد جاودانه عاشقان پرده نقره اي شود.مدتي پيش برنامه اي از شبكه چهار پخش شد كه درآن آژانس شيشه اي مورد برسي قرارگرفت. حرفهاي پرويز پرستويي وابراهيم حاتمي كيا درمورد فيلم فراموشم نشده.در قسمتي كه ابراهيم حاتمي كيا درباره نوشتن فيلمنامه اثر ماندگارش توضيح مي داد در قسمتي از جملاتش گفت:ديگر نمي خواستم فيلم بسازم.اما مگر مي شود افسون سينما را ناديده گرفت.مگر مي شود عشقي كه سراسر وجودت را فراگرفته ازياد ببري.او مكاني را نشانمان داد كه فيلمنامه رانوشته.محلي كه حاتمي كيا يكسال آنجا نشست ونوشت تا آژانس شيشه اي را بنويسد.از مشكلاتش گفت.گفت كه حتي ماشين پليس هم از اودريغ شد.واو با تمامي مشكلات فيلمش را ساخت.اين مشكلات مال آژانس نبود،بلكه در ساختن ارتفاع پست هم به وجود آمد اما حاتمي كيا مردانه پاي فيلمهايش ايستاد.فريادهاي فروخفته عاشقان ميهن را در آژانس شيشه اي را به تصوير كشد.وچه زيبا نشانمان داد كه چگونه بيرحمانه جاودانه هايمان را به دست فراموشي سپرده ايم.به نام پدر را ساخت،انتقاد بسياري از شبه منتقدان را كه اورا به تكرار متهم كرده بودند به جان خريد.ومن مي گويم چه زيباست تكرار هاي حاتمي كيا.او همه چيز را به جان خريده تا حرفهايش را كه حرفهاي يك نسل است به زبان بياورد.نه تنها من بلكه سينما مديون اوست.مديون خستگي ناپذيريش.وما چه بيرحم هستيم كه قدر بزرگ مردمان را نمي دانيم.مدت كوتاهي از اعلام اسامي بازيگران منتخب براي فيلم دعوت آن هم از رسانه ها نگذشته بود كه ناگهان همه چيز را فراموش كرديم.فراموش كرديم كه حاتمي كيا اسطوره ما بود.از ياد برديم كه تمامي آثار او حرف دلمان است.از ياد برديم كه او كارش را بلد است.ازياد برديم كه او هرگز در فيلمهايش اشتباه نكرده.بله خيلي راحت مي گويم حاتمي كيا در فيلمهايش اشتباه نكرده.هرگز اثري رابه نمايش نكشيده كه بعدا از ساختنش پشيمان شود.واي برما كه فراموش كرديم كه او براي تجارت به سينما نيامده.اوكسي نيست كه هنرش را،اعتقاداتش را وحرفهايش را از ياد ببرد.او كسي نيست كه گيشه اي بسازد.كه اگر اينگونه بود الان شاهكاري چون ارتفاع پست نداشتيم.جاي خالي موج مرده در سينماي ما احساس مي شد.چنان حرفهايي از افرادي شنيده ام كه نزديك بود پس بيافتم.افرادي كه ادعاي طرفداري حاتمي كيا وحاج كاظمش را داشتند اما حرفهايي زدند كه حتي منتقدان مخالف حاتمي كيا نزده بودند.تا به حال هيچ منتقدي از بزرگ تا كوچك جرأت نكرده بود حاتمي كيا را به تجاري ساختن متهم كند.اما حال شخصي كه حتي فرق فيلم را با واقعيت نمي داند به خودش اين اجازه را داده كه برحاتمي كيا انتقادكند.وبگويد لباس حاج كاظم بر تن گلزار گشاد است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!يكي نيست بگويد عزيز من،عاشق حاج كاظم تو هنوز آنقدر كوچكي كه بخواهي حتي معناي فيلمهاي حاتمي كيا را درك كني حالاآمدي براي خودت اظهار فلسفه مي كني.

مي خوام رك وبدون پرده جملاتي بنويسم.هركس خوشش نيامد آبي بخورد.سخن من با تمامي كساني است كه معتقدند لباس حاج كاظم برتن گلزار گشاد است.تو كه ادعاي طرفداري داري اصلا به تو چه مربوط است كه حاتمي كيا مي خواهد از كدام بازيگران در فيلمش استفاده مي كند.مگر او موقع ساختن آژانس شيشه اي از تو مشورت خواسته بود.درموقع ساختن ارتفاع پست تو كجا بودي؟چه شده احساس بزرگي كرده اي؟اصلا چه طور جرأت كردي درباره حاتمي كيا اظهار فلسفه كني؟مگر تو چه كاره اي كه به خودت اجازه مي دهي به حاتمي كيا امر ونهي كني؟دعا مي كنم كه حاتمي كيا خزعبلات تورا نخواند چون ممكن است قلب بزرگش به درد آيد.تو كه ادعاي سينه چاكي ارتفاع پست را داري!توكه مي گويي به اعتقادات حاتمي كيا اعتقاد داري.پس چرا حالا مي گويي حاتمي كيا عوض شده.چرا نمي خواهي درك كني حاتمي كيا همان حاتمي كياست.فقط ژانر فيلمش عوض شده.او همچنان دغدغه هاي گذشته را دارد.او به فكر نسل جوان است.نسلي كه چه زيبا رسول ملاقلي پور نسل سوخته اش خواند.

پس كمي فكر كن.اصلا صبر كن دعوت را ببين اگر اعتقادات حاتمي كيا عوض شد هرچه خواستي بر من بگو...

نكته:دوستان عزيز من خودم اين مطلب را اينقدر دير نوشتم تا نكند كه به ماهي گرفتن از آب گل آلود متهم شوم وبگويند كه او هم سوار موج نقدهاي دعوت شده است.

محمد رضا چهارشنبه چهاردهم آذر 1386  نظر بدهید!

سوپر استار یابلای آسمانی

سال 68 فيلم هامون ساخته داريوش مهرجويي روي پرده سينما رفت.فيلم با توجه به موضوعش به نظر نمي رسيد كه در گيشه موفق باشد وبه راحتي با مخاطب ارتباط برقرار كند.ولي بر خلاف انتظار عكس اين موضوع اتفاق افتاد.فيلم به شدت مورد توجه قرارگرفت.ناگهان تب هامون بين سينما دوستان بالا رفت.حميد هامون به شدت مورد توجه قرار گفت.خسرو شكيبايي با ارائه يك بازي بي نظير والبته با تكيه بر ظاهر جذاب ولحن سخن گفتن خاصش به ناگه بين سينما دوستان مورد توجه قرار گرفت.تصاويرش روي جلد مجلات سينمايي رفت وعملا او به اولين سوپر استار سينماي ايران بعد ازانقلاب شد.تقريبا تمامي كارگردانان آرزوي همكاري با او را داشتند.و تقريبا مي توان گفت كه بيشتر مردم به خاطر او به ديدن فيلمهايش مي رفتند.در آن سالها بود كه براي اولين بار بعد از انقلاب واژه سوپر استار در مورد يك بازيگر به كار برده شد.چند سال بعد بازيگري ديگر جرياني مشابه خسرو شكيبايي را تجربه كرد البته به نحوي ديگر.جمشيد هاشم پور يا جمشيد آرياي سابق با سري طاس والبته هيكلي ورزيده وورزشكار با ظاهر شدن در فيلمهاي حادثه اي ستاره سينما شد.فيلمهاي ضعيفي كه صرفا به خاطر هنرنمايي هاشم پور ساخته مي شد وبه خاطر او فروخته مي شد.سالها گذشت.با ورود جوانان خوش تيپ وخوش چهره ستاره بودن در عالم سينما از اختيار عده معدود گرفته شد وبه سرعت در بين جوانان گسترش يافت.البته در اين سالها زنان هم توانستندخود را به عنوان ستاره مطرح كنند.امين حيايي،محمد رضا فروتن،بهرام رادان، حسام نواب صفوي،هديه تهراني،نيكي كريمي ستارگاني بودند كه در اين زمان به عرصه سينما راه يافتند.آنها با تكيه بر ظاهر جذاب والبته بازي خوبشان مورد توجه مردم ومطبوعات قرار گرفتند.گسترش نشريات سينمايي وخانوادگي از يك سو وافزايش تعداد جوانان وتوجه آنان به سينما باعث شدت گرفتن علاقه مردم به سوپر استارها شد.ستاره هايي كه هر كدام زندگي وشيوه خاص خودشان را داشتند.وجوانان هريك با توجه به ويژگي هاي اين ستارگان يكي را انتخاب كرده وبه طرفداري از او مي پرداختند.در اين زمان باوجود ستاره هاي مختلف خيلي ها به عشق مشهور شدن ورفتن عكس روي جلد مطبوعات والبته پز دادن تصميم گرفتند به سينما روي بياورند.از آنجايي كه بسياري از اينها فاقد استعداد بازيگري بودند براي رسيدن به مقصودشان دست به هركاري مي زند.چه بسيار نا بازيگراني كه با خرج كردن پولهاي هنگفتي كه به عنوان سرمايه گذار عمل مي كرد در بسياري از فيلمها به نقش اولي رسيدند.البته بودند كساني كه به نقش هاي پايين تر هم رضايت مي دادند.حتي حاظر بودند براي لحظاتي هم كه شده در برابر دوربين قرار بگيرند والبته حاظر به خرج كردن هم بودند.كم نبودند كارگردانان تازه كار والبته گاها قديمي كه براي ساختن فيلمهايشان كه با مشكلات مالي مواجه شده بودند از اين جوانان استفاده كنند.هم فيلمشان را مي ساختند وهم پول خوبي نصيبشان مي شد.وصد البته اينها نتيجه اي نداشت جز ورود نابازيگران به سينما وضربه خوردن سينماي كشور.بسياري بودند كه تنها يكبار مقابل دوربين قرارگرفتند وفيلمهايشان كه طبق انتظار شكست سختي خوردند از سينما سرخورده شدند وسعي كردند تا شانس خود را در جاي ديگر امتحان كنند! البته تعدادي از كارگردانان همچنان به دنبال اين بودند كه با كشف بازيگران خوش چهره واستفاده از آنها فروش فيلمهايشان را تضمين كنند.كار به جايي كشيد كه كارگردانان براي فروش فيلمهايشان به سراغ افراد مشهور در ساير زمينه ها رفتند. واينگونه شد كه پاي فوتباليستها وخوانندگان به سينما باز شد.يكي از مشهور ترين اين افراد شادمهر عقيلي بود كه زماني در اوج شهرت به سرمي برد.در اين زمان بود كه فيلم پرپرواز بر اساس قسمتي از زندگي شادمهر ساخته شد.به نظر شما آيا اگر شادمهر عقيلي نبود آيا بازهم اين فيلم ساخته مي شد؟يا احمد رضا عابدزاده كه در ازدواج غيابي جلوي دوربين ظاهر شد ولي برخلاف انتظار اين فيلم نيز مانند سايرين شكست خورد.هريك از اين افراد پس از بازي در اين فيلم ها عطاي بازيگري را به لقايش بخشيدند.البته در ميان اين افراد استثناهايي هم وجود دارد.يكي از سوپر استار هايي كه از راه موسيقي وارد سينما شد كسي نبود جز محمدرضا گلزار.تقريبا مي توان گفت گلزار تنها بازيگري ست كه از ابتدا هدف بازيگر شدن نداشت وبر اثر يك اتفاق به سينما آمد وتنهااوست كه توانسته چند سال در عرصه بازيگري دوام بياورد والبته بر خلاف ديگران توانست باعث جذب مخاطب به سينما شود.آشنايي گلزار با ايرج قادري وحضورش در سام ونرگس وسينما چيزي جالب توجه است.كسي كه در عالم موسيقي فعاليت كرده بود حالا نه تنها يك بازيگر پركار شده بلكه به خاطر بازيگري مجبور شد از موسيقي نيز دور باشد.شايد جالب باشدافراد مشهور قبلي در سينما ناموفق بودند وتقريبا اكثر فيلمهايشان شكست خورد ولي اين اتفاق نه تنها براي گلزارنيفتاد بلكه روز به روز محبوب تراز قبل شدودرواقع تبديل به يكي از بزرگترين سوپر استارهاي سينما شد.اگر سوپر استارهاي قبلي بيشتر به خاطر فيلمهاي بزرگي كه در آن بازي كرده بودند مشهور شده بودند در مورد گلزار عكس اين اتفاق افتاد يعني اين فيلمها بود كه بواسطه گلزار شناخته مي شدند.البته در اين ميان حساب شام آخر جيراني،بوتيك حميد نعمت الله وگل يخ كيومرث پور احمد جداست.البته نكته جالب توجه اين است كه به غير از آتش بس تهمينه ميلاني كه زماني پرفروشترين فيلم تاريخ سينما شد بقيه فيلمهاي گلزار با كارگردانان بزرگ شكست خوردند.شام آخر در گيشه چندان موفق نبود،بوتيك نتوانست آنچنان در گيشه موفق عمل كند ولي در ميان سينما دوستان به شدت مورد توجه قرار گرفت وتنها فيلمي از گلزار است كه در ميان منتقدان داراي ارزش بالايي است،گل يخ كه نسخه اي بازسازي شده وضعيف فيلم سلطان قلبها كه اتفاقا فيلم بسيار پرفروشي بود وستاره آن يعني محمد علي فردين هم زماني ستاره خوش چهره سينما بود در گيشه با شكست سختي مواجه شد.ولي در عوض كما با كارگردان جوانش يعني آرش معيريان كه اولين حضورش را به عنوان كارگردان تجربه مي كرد فروش خيره كنند اي داشت.يا همين فيلم آخر گلزار كه كلاغ پر نام دارد و اولين تجربه كارگردانش است جزو پرفروش هاي امسال است.فيلمهاي اخير گلزار يعني از كما به بعد به غير از گل يخ فروش فوق العاده اي داشتند.كما،آتش بس،تله وحالا كلاغ پر توانسته اند در گيشه موفق عمل كنند.تقريبا در حال حاظر مي توان گفت حضور گلزار در هر فيلمي مي تواند گيشه را تضمين كند.اگر كما وآتش بس به دليل طنز قابل قبول والبته درون مايه خوب توانستند پرفروش شوند واقعا چه چيزي در كلاغ پر وجود دارد كه توانسته اينقدر در جذب مخاطب خوب عمل كند.آيا اگر بازيگري به غير از گلزار در اين فيلم بسيار ضعيف بازي مي كرد آيا اين فيلم ميتوانست حتي يك سوم اين فروشي را كه دارد داشته باشد.حال بايد به اين سوال پاسخ داد كه چه چيزي در گلزار وجود دارد كه اين همه مي تواند موفق عمل كند البته در زمينه گيشه.جواب اول اين مي تواند باشد:چون گلزار از موسيقي به سينما آمد و او در عالم موسيقي مشهور بوده.ولي يك سوال:چرا فيلمهاي شادمهر عقيلي،حميد خندان ودر اين روزها فرزاد فرزين نمي تواند بفروشد؟آيا شهرت عابدزاده كه البته او از فوتبال آمده بود كمتر از گلزار بود كه نتوانست فروش ازدواج غيابي را بهتر كند.پس داشتن شهرت از قبل از ورود به سينما تاثير چنداني در موفقيت فيلمها ندارد.اگر شهرت كارگردانان در موفقيت فيلم هاي گلزار دخالت دارند پس چرا گل يخ يا شام آخر نفروخت.اگر طنز را عامل پرفروش بودن فيلمهاي گلزار بدانيم وبگوييم ساير فيلمهاي گلزار به دليل كمدي نبودن نفروختند چرا فيلمهاي كمدي ديگري چون مكس يا دختر ايروني و... كه اتفاقا فيلمهاي خوبي هم بودند نمي تواند تا اين حد بفروشند.پس طنز هم نمي تواند به تنهايي عامل فروش فيلمها باشد. بسياري از منتقدان عامل محبوبيت فيلمها ي گلزار را به چهره او ربط مي دهند وزيبايي چهره او وزيباييش را دليل فروش فيلمهايش مي داند.يك سوال:چرا فيلمهاي حسام نواب صفوي،حميد گودرزي،پوريا پورسرخ،بهرام رادان،حامد شهاب حسینی ویا پارسا پیروز فر نمي فروشد آيا اينها چهره زيبايي ندارند.اصلا اينها به كنار آيا زيبايي گلزار در گل يخ يا بوتيك نبود.پس اين هم نمي تواند دليل قابل قبولي باشد.چيزي كه در محمد رضا گلزار باعث شده تا فيلمهايش بفروشد شايد جمع شدن هر سه مورد بالا به اضافه شانس فوق العاده براي او دانست.شهرت قبل از ورود به سينما،وجود طنز در فيلمهاي اخيرش،چهره زيبا والبته شانس زياد همه دست به دست هم داده تا گلزار يكي از محبوب ترين ها باشد.البته هيچ كس هم نمي تواند به خاطر داشتن اين صفات او را شماتت كند يا مورد بازخواست قرار داد.بلكه اين موضوع مي تواند عاملي باشد براي پيشرفت سينما.اجازه بدهيد براي حرفم مثالي بياورم.تهمينه ميلاني براي ساختن آتش بس به سراغ محمد رضا گلزار ومهناز افشار رفت وبا در كنار هم قرار دادن اين دو و ايجاد يك فضاي طنز آلود درست توانست آنچه را در ذهن داشت بسازد او با داشتن ستاره هايش مخاطب را به سينما كشاند وحرفهايش را بدون اينكه باعث آزار واذيت كسي بشود به راحتي بيان كند.آيا فكر مي كنيد اگر بحث هاي روانشناسي موجود در اين فيلم كه البته به عقيده بسياري از كارشناسان يكي از سنگين ترين مباحث روانشناسي است در قالب ديگر وبه صورت جدي ساخته مي شد آيا مي توانست اينقدر ديده شود.بسياري بودند كه قبل از ديدن اين فيلم چيزي از بحث هاي روانشناسي وكودك درون واين جور چيزها سر در نمي آوردند.اما پس از ديدن فيلم به اين موضوعات علاقه مند شدند.من امثال اين افراد را در نزديك خود ديده ام.كساني كه فيلم را به خاطر گلزار وكمدي بودن موضوعش ديده بودند ولي حالا بيش از حضور اينها موضوع فيلم در حافظه شان ماندگارشده است.به نظر من تهمينه ميلاني بهترين كار ممكن را كرد يعني استفاده از ستارگان در جذب مخاطب وسپس القاي مطلب مورد نظر به مردم.يك سوال:فيلمي داريم با موضوع بسيار قوي،عوامل فوق العاده،كارگردان بزرگ وبازيگران عالي با بازي هاي شاهكار.آيا در صورتي كه تماشاگر به ديدن اين فيلم نرود آيا فيلم داراي ارزش است.به نظر من جواب اين سوال منفي است. بسياري هستند كه فيلم هنري مي سازند ولي در جذب مخاطب ضعيف هستد ودر مصاحبه هايشان عنوان مي كنند اين فيلم قرار نبود بفروشد.آيا اين فيلم براي منتقدها ساخته شده بود يا براي مردم.واقعا اين گونه فيلم ها چه ارزشي دارد.چرا ساخته مي شوند در حاليكه قرارنيست مخاطب عام را جذب كند.اين فيلمها بيشتر به درد كشوي ميز والبته جايزه گرفتن مي خورد.البته من هيچ گاه مخالف ساخته شدن فيلمهاي هنري نبوده ام ونخواهم بود بلكه معتقدم فيلمهاي هنري يا به اصطلاح عاميانه متفاوت بايد ساخته شود اما به شيوه اي درست كه در اين صورت مطمئنا فيلم در گيشه هم موفق عمل خواهد كرد.همان كاري كه مجيد مجيدي در رنگ خدا كرد.آيا رنگ خدا سوپر استار داشت يا كمدي بود.ولي اين فيلم هم در گيشه وهم در جلب نظر منتقدان موفق عمل كرد.آژانس شيشه اي شاهكار ابراهيم حاتمي كيا در گيشه ودر جلب نظر منتقدان ومردم عادي به شدت موفق عمل كرد.ژانر اين فيلم كمدي نبود.فيلمي سياسي والبته غم انگيز چه طور مي تواند يكي از بهترين فيلمها در نزد عامه مردم شود.اين يعني سينماي صحيح واصولي.جذب مخاطب عام وخاص با هم...

((يك نكته ويژه:ان شاالله اينجانب نيز پس از مدتي ديگر به جمع روانشناسان اين جامعه اضافه مي شوم واين قشر از جامعه را هم با حضور خودم منور مي نمايم.بگو آمين.پس نگين اين بحثهاي روانشناسي را از كجا پيدا شد))

محمد رضا دوشنبه پنجم آذر 1386  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی
افتتاح وب سایت گروه هواداران گلشیفته فراهانی
به زودی...
نگاهي به سريال هاي تلوزيون در ماه رمضان.
تولد وب وچند مسئله مهم
سينما/تاريخ/هنر
خداحافظ عمو خسرو
سلام مجدد
نگاهي به مجموعه هاي تلوزيوني در نوروز 1387
عید مبارک!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
جنون سنتوری
درباره وب
دریچه ای نو به سینمای ایران/نگاهی تازه به سینما وفیلم
نوشته های این وبلاگ نظر شخصی نویسنده می باشد.وهیچ گونه قصد یا غرضی نبوده وقصد توهین به هیچ کس را ندارد

آمار کاربران
 
چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان

لینک دوستان

بخش ویژه

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس


صفحه اصلي  |  آرشیو |  لینکستان  |  تماس با ما




 Design By ParsTheme & Publish By ParsTheme


www.rapfa.com

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ