
نوشتن درباره حاتمي كيا كاري بس دشوار است.نه اينكه واژه ها ياريم نكند ونه اينكه نتوانم وصفش كنم زيرا هرچه كه از خوبي ها بنويسم لايقش هست.دشوار است چون مي ترسم به جانب داري الكي محكوم شوم.اما مي نويسم.با جرأت هم مي نويسم.چون كه به او مديونم.چون با آژانس شيشه اي او بود كه عاشق سينما شدم.با فيلمهاي او بود كه بزرگ شدم.وگاه حرفهاي دلم را در فيلمهاي هنرمندانه او يافتم.فيلمهايي كه انگار برپرده نقره اي نقاشي شده به دست نقاشي چيره دست.مگر مي شود فراموش كنم اشكهايي را كه با حاج كاظم آژانس شيشه اي ريختم.مگر مي شود بغضي را كه فريادهاي پدر خسته به نام پدر را كه باديدنش گلويم را فشرده از ياد ببرم.مگر مي شود اوج گرفتن ارتقاع پست را فراموش كنم.مگر مي شود عصيانهاي بازيگران حاتمي كيا را فراموش كنم.پس جاي هيچ گلايه نيست اگر سراسر اين متن تعريف وتمجيد از يگانه مردي باشد كه مردانه پاي فيلمهايش واعتقاداتش مي ايستد.اين ايستادن او مرا ياد صخره هاي كنار اقيانوس مي اندازد كه مغرورانه وسربلند در برابر امواج قدبرافراشته ودر مقابل تازيانه هاي امواج مي ايستد بي آنكه خم به ابرو بياورد.حاتمي كيا چه رنجها كشيد تا مرد جاودانه عاشقان پرده نقره اي شود.مدتي پيش برنامه اي از شبكه چهار پخش شد كه درآن آژانس شيشه اي مورد برسي قرارگرفت. حرفهاي پرويز پرستويي وابراهيم حاتمي كيا درمورد فيلم فراموشم نشده.در قسمتي كه ابراهيم حاتمي كيا درباره نوشتن فيلمنامه اثر ماندگارش توضيح مي داد در قسمتي از جملاتش گفت:ديگر نمي خواستم فيلم بسازم.اما مگر مي شود افسون سينما را ناديده گرفت.مگر مي شود عشقي كه سراسر وجودت را فراگرفته ازياد ببري.او مكاني را نشانمان داد كه فيلمنامه رانوشته.محلي كه حاتمي كيا يكسال آنجا نشست ونوشت تا آژانس شيشه اي را بنويسد.از مشكلاتش گفت.گفت كه حتي ماشين پليس هم از اودريغ شد.واو با تمامي مشكلات فيلمش را ساخت.اين مشكلات مال آژانس نبود،بلكه در ساختن ارتفاع پست هم به وجود آمد اما حاتمي كيا مردانه پاي فيلمهايش ايستاد.فريادهاي فروخفته عاشقان ميهن را در آژانس شيشه اي را به تصوير كشد.وچه زيبا نشانمان داد كه چگونه بيرحمانه جاودانه هايمان را به دست فراموشي سپرده ايم.به نام پدر را ساخت،انتقاد بسياري از شبه منتقدان را كه اورا به تكرار متهم كرده بودند به جان خريد.ومن مي گويم چه زيباست تكرار هاي حاتمي كيا.او همه چيز را به جان خريده تا حرفهايش را كه حرفهاي يك نسل است به زبان بياورد.نه تنها من بلكه سينما مديون اوست.مديون خستگي ناپذيريش.وما چه بيرحم هستيم كه قدر بزرگ مردمان را نمي دانيم.مدت كوتاهي از اعلام اسامي بازيگران منتخب براي فيلم دعوت آن هم از رسانه ها نگذشته بود كه ناگهان همه چيز را فراموش كرديم.فراموش كرديم كه حاتمي كيا اسطوره ما بود.از ياد برديم كه تمامي آثار او حرف دلمان است.از ياد برديم كه او كارش را بلد است.ازياد برديم كه او هرگز در فيلمهايش اشتباه نكرده.بله خيلي راحت مي گويم حاتمي كيا در فيلمهايش اشتباه نكرده.هرگز اثري رابه نمايش نكشيده كه بعدا از ساختنش پشيمان شود.واي برما كه فراموش كرديم كه او براي تجارت به سينما نيامده.اوكسي نيست كه هنرش را،اعتقاداتش را وحرفهايش را از ياد ببرد.او كسي نيست كه گيشه اي بسازد.كه اگر اينگونه بود الان شاهكاري چون ارتفاع پست نداشتيم.جاي خالي موج مرده در سينماي ما احساس مي شد.چنان حرفهايي از افرادي شنيده ام كه نزديك بود پس بيافتم.افرادي كه ادعاي طرفداري حاتمي كيا وحاج كاظمش را داشتند اما حرفهايي زدند كه حتي منتقدان مخالف حاتمي كيا نزده بودند.تا به حال هيچ منتقدي از بزرگ تا كوچك جرأت نكرده بود حاتمي كيا را به تجاري ساختن متهم كند.اما حال شخصي كه حتي فرق فيلم را با واقعيت نمي داند به خودش اين اجازه را داده كه برحاتمي كيا انتقادكند.وبگويد لباس حاج كاظم بر تن گلزار گشاد است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!يكي نيست بگويد عزيز من،عاشق حاج كاظم تو هنوز آنقدر كوچكي كه بخواهي حتي معناي فيلمهاي حاتمي كيا را درك كني حالاآمدي براي خودت اظهار فلسفه مي كني.

مي خوام رك وبدون پرده جملاتي بنويسم.هركس خوشش نيامد آبي بخورد.سخن من با تمامي كساني است كه معتقدند لباس حاج كاظم برتن گلزار گشاد است.تو كه ادعاي طرفداري داري اصلا به تو چه مربوط است كه حاتمي كيا مي خواهد از كدام بازيگران در فيلمش استفاده مي كند.مگر او موقع ساختن آژانس شيشه اي از تو مشورت خواسته بود.درموقع ساختن ارتفاع پست تو كجا بودي؟چه شده احساس بزرگي كرده اي؟اصلا چه طور جرأت كردي درباره حاتمي كيا اظهار فلسفه كني؟مگر تو چه كاره اي كه به خودت اجازه مي دهي به حاتمي كيا امر ونهي كني؟دعا مي كنم كه حاتمي كيا خزعبلات تورا نخواند چون ممكن است قلب بزرگش به درد آيد.تو كه ادعاي سينه چاكي ارتفاع پست را داري!توكه مي گويي به اعتقادات حاتمي كيا اعتقاد داري.پس چرا حالا مي گويي حاتمي كيا عوض شده.چرا نمي خواهي درك كني حاتمي كيا همان حاتمي كياست.فقط ژانر فيلمش عوض شده.او همچنان دغدغه هاي گذشته را دارد.او به فكر نسل جوان است.نسلي كه چه زيبا رسول ملاقلي پور نسل سوخته اش خواند.
پس كمي فكر كن.اصلا صبر كن دعوت را ببين اگر اعتقادات حاتمي كيا عوض شد هرچه خواستي بر من بگو...
نكته :دوستان عزيز من خودم اين مطلب را اينقدر دير نوشتم تا نكند كه به ماهي گرفتن از آب گل آلود متهم شوم وبگويند كه او هم سوار موج نقدهاي دعوت شده است. |