
نمای یک:قبل از جشنوار فیلم فجر:فیلم رئیس آخرین ساخته مسعود کیمایی به پایان رسیده وهمه منتظر اثری زیبا از نابغه سینمای ایران هستند.در مطبوعات آخرین اخبار از فیلم کیمیایی فرت وفرت منتشر می شود وهمه ثانیه شماری می کنند تا رئیس را ببینند.همه جا امن وامان است.مسعود کیمیایی بزرگ است وهمه هنوز منتظر...
*کیمیایی در مطبوعات همچنان یکی از ارکان وستون های اصلی سینماست.
نمای دو:شایعه شده رئیس در جشنواره پخش نخواهد شد.پس از کش وقوس ها وپشتک زدن های فراوان می گویند رئیس به نمایش در خواهد آمد.همه سینمایی ها به سختی بلیط تهیه کردند.زمان نمایش همه از سروکول هم بالا می روند تا اثری دیگر از کیمیایی بزرگ را ببینند.فیلم بالاخره نمایش داده می شود.هرکسی یک نظر می ده.یکی میگوید عالی بود،یکی میگوید ای بدک نبود،یکی میگوید خوب نبود ویکی می گوید...
*کیمیایی هنوز اعتبار خودرا در مطبوعات ورسانه ها حفظ کرده البته به مدد عاشقانان سینه چاکش.
نمای سه:رئیس در سینماهای کشور اکران شده است.مردم باز دسته دسته می روند تا رئیس را ببینند.تماشاگران از سینما خارج شده اند.اکثر افراد قیافه جالبی ندارند.انگار فیلم چیز جالبی نبوده.نقدها پشت سر هم در مطبوعات چاپ می شود.اکثر منتقد ها در مورد فیلم یک نظر دارند.فیلم اثری بسیار ضعیف برای کارگردانش به شمار می آید.واین وسط همچنان عاشقان کیمیایی فیلم را زیبا می دانند.بحث بین دو گروه بالا گرفته.یکی فیلم را بسیار بد وضعیف وبی معنی می داند.آن یکی از دنیای کیمیایی می گوید ودیگران را به بیسوادی متهم می کند.انتقادها از استاد بسیار بالا رفته.
*کیمیایی در مطبوعات دارد در حد یک کارگردان تازه کار وبی تجربه نزول می کند.دیگر عاشقان کاری از دستشان بر نمی آید/////////////
اشتباه نکنید در این پست نمی خواهم را جع به اکران فیلم رئیس بنویسم ویا در باره دنیای کیمیای.اصلا خود استاد به صورت مستقیم مورد نظر بنده حقیر نیست.چرا که نوشتن در موردش کاری بس دشوار است.حال من بی تجربه بخواهم راجع به یکی از بزرگ مردان سینما بنویسم! بلا به دور! لطفا اصل مطلب را بخوانید.
یکی از عادات بسیار بد ما ایرانیها به خصوص در عرصه مطبوعات قدر ندانستن افراد بزرگ است.افرادی که بهشان مدیونیم.گاه یکی را چنان بزرگ می کنیم که کله اش به طاق آسمان می خورد وگاه چنان او را از بالا پرت می کنیم که هرگز نتواند بلند شود.حکایت کیمیایی چنین حکایتی است.زمانی نه چندان دور کیمیایی یکی از بزرگترین کارگردانان سینما در میان منتقدان بود.وهرکه می خواست در عرصه نقد خودش را نشان دهد از استاد تعریف می کرد.خیلی ها او را به همراه داریوش مهرجویی وبهرام بیضایی پدر سینما می دانستند وسینما رابدون این عزیزان بی معنا می یافتند.
قیصر وگوزنها بعد از انقلاب هم بین سینما دوستان می گشت وهمه از دیدنش لذت می بردندوکارگردان بزرگش را تحسین می کردند.کیمیایی آنقدر اوج گرفته بود که برای خودش دنیایی ساخته بود وفقط خوره های فیلمهای کیمیایی می توانستندوارد این دنیای زیبا بشوند واز بودن در آن لذت ببرند.سالها گذشت.استاد فیلمهای زیادی ساخت که عاشقانش را زیاد تر می کرد.کار به جایی رسید که فیلم سربازهای جمعه در بین سینما دوستان به سرباز های کیمیایی شهرت یافت.نوبت به حکم رسید.بسیاری آنرا خوب دانستندوالبته عده ای آنراچندان جالب نمی دیدند.کیمیایی
در مصاحبه هایش این فیلم را سیاه مشقی برای فیلم بعدیش رئیس می دانست.پس همه منتظر دیدن رئیس شدند.عکسهای فیلم منتشر شد.دیدن عکسها تماشاگران را برای دیدن فیلم تشنه تر کرد. اما بعد از اکران رئیس همه چیز فرو ریخت.کم کم کسانی که جرات نداشتند در مورد استاد مطلبی بگویند تا مبادا بیسوادیشان تابلو شود پا را از حد خود فراتر گذاشتند کار به جایی رسید که این عزیزان به چنان درجه ای از شجاعت رسیدند که شروع کردند به انتقاد از استاد.آنهم چه انتقادهایی.اگر کسی مسعود کیمیایی را نمی شناخت فکر می کرد این نقد ها در مورد یک کارگردان بی تجربه نوشته که یک فیلم درپیت ساخته است.کاری با اینکه رئیس خوب بوده یا بد ندارم.ولی روی صحبتم با تمامی منتقدان وتماشاگران عزیز است.واقعا چرا؟آیا رئیس آنقدر افتضاح بوده که کیمیایی شایسته این همه انتقاد باشد.اصلا به فرض این فیلم بسیار بد،مزخرف ویا هزاران صفت بد دیگر.آیا شایسته است چنین رفتاری با کارگردانش که این بزرگواران انجام می دهند. تمامی کسانی که سینمایی هستند می دانند که مسعود کیمیایی یکی از تاثیر گذارترین افراد در سنمای ایران بوده وبه سینما جهت داده وبه آن اعتبار بخشده است.کافی است فقط یکی از آثار او را ببینیم تا به این حقیقت پی ببریم.کسی که قیصر،رضا موتوری،گوزنها،سرب،دندان مار،داش آکل را ساخته آیا استحقاق این همه توهین است؟نمی دانم.چرامابا نوابغمان اینگونه برخورد می کنیم.داریم با حسرت به موفقیت های جعفرپناهی
در جشنواره های خارجی نگاه می کنیم بدون اینکه بسیاری از آثارش را در سینما ببینیم.عباس کیارستمی که به عقیده یکی از کارگردانان بزرگ سینما جزو بهترین کارگردانان جهان به شمار می آید و خارجی ها برایش دست وپا
می شکنندهنوز درایران انگار مورد توجه نیست.بسیاری ازمثلا منتقدان اورا کارگردان جشنواره ای ساز میخوانند.وازاین اظهار نظر ها تاسف بارتر شنیده اید.آیا این دوستان از منتقدهاوداوران کن بیشتر می دانند ویا بسیاری از بزرگان سینما که کیارستمی را بزرگ میدانند اینقدر کم عقلند؟!؟بهمن قبادی سینما را رنگی تازه بخشیده فیلمهایش در جشنواره های مختلف جوایز را درو می کند و علاقه مندان بی شماری دارد.ولی سینمای ایران خود را آنقدر بزرگ می داند که پخش فیلمهای او را کسر شان می داند والبته شاید چیز دیگری است.بهرام بیضایی بزرگ که به حق بهترین کارگردان تاریخ سینمای ایران است خانه نشین شده وکارگردانان تازه به دوران رسیده دو برابراستاد بیضایی در کارنامه شان فیلمهای مزخرف وچرت وپرت دارند.علی حاتمی بعد از مرگش شاعر سینمای ایران لقب گرفت والگویی برای دیگران شد.حکایت ملاقلی پور نیز همچینین است.پس از مرگش تیتر یک مطبوعات شد.جشنواره ای از فیلمهایش به راه افتاد وفیلم هایش پشت سر هم پخش شد.کارگردانی که مثل کیمیایی آخرین ساخته اش در میان دوستان منتقد چندان جدی گرفته نشد.میم مثل مادر او فیلم فارسی لقب گرفت ولی همین فیلم فارسی چه طور نماینده ایران در جایزه اسکار شده خداوند آگاه است وبس.ناصر تقوایی فقط پنج فیلم ساخته ودیگر هیچ، سنتوری شاهکار داریوش مهرجویی همچنان منتظر مجوز اکران است.آن وقت ما باید فیلمهای بی نظیری چون محاکمه وسرگیجه را ببینیم و بین پخش فیلم در سینما از آنها بخواهیم به جای این شاهکار ها حاج آقا فتوحی برایمان پخش کنند!. نمی دانم این چه عادت زشتی است وکی از سر ما خواهد افتاد.آنقدر این کار را می کنیم که بزرگانمان یا بی خیال فیلم ساختن شوند که در این صورت وای برسینما که باید درش را گل گرفت ویا دوستان عزم سفر خواهند کرد.هنوز ماجرای شادمهر عقیلی فراموش نشده. پس از رفتنش فهمیدیم که چه کسی را از دست دادیم وتا دوسال تیتر یک مطبوعات بود و هر مجله ای که از او می نوشت تیراژ بالایی را برایش متصور بود.
امیدوارم زود به خودمان بیاییم تا دیر نشده. یک درخت کوچک قدر دانی برای این عزیزانمان بکاریم.
راستی مطالب خیلی جدی وتلخ شد.چون من عاشق طنز وکمدی واینجور چیزهام یک جوک باحال در مورد همین موضوع می نویسم لطفا بخندید تا ضایع نشوم.
هنرمندی رو به همسرش کرد وگفت:آیا میدانی هنرمندان بعد از مرگشان مشهور می شوند.همسرش در جواب گفت:پس امیدوارم هر چه زودتر مشهور شوی!!!!!!!!!! |