تبليغاتX
ده بیست 30نما

mhcinema

محمد رضا

mhcinema

http://mhcinema.blogfa.com

ده بیست 30نما

ده بیست 30نما

ده بیست 30نما

دریچه ای نو به سینمای ایران/نگاهی تازه به سینما وفیلم
نوشته های این وبلاگ نظر شخصی نویسنده می باشد.وهیچ گونه قصد یا غرضی نبوده وقصد توهین به هیچ کس را ندارد دریچه ای نو به سینمای ایران/نگاهی تازه به سینما وفیلم

ده بیست 30نما

 
شبه نقدهاى يك دوستدار سينما!    امروز  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات





آرشیو مطالب

لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " ده بیست 30نما " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید. 
آرشیو تماس با ما


درخت قدر!؟!؟!؟


نمای یک:قبل از جشنوار فیلم فجر:فیلم رئیس آخرین ساخته مسعود کیمایی به پایان رسیده وهمه منتظر اثری زیبا از نابغه سینمای ایران هستند.در مطبوعات آخرین اخبار از فیلم کیمیایی فرت وفرت منتشر می شود وهمه ثانیه شماری می کنند تا رئیس را ببینند.همه جا امن وامان است.مسعود کیمیایی بزرگ است وهمه هنوز منتظر...

*کیمیایی در مطبوعات همچنان یکی از ارکان وستون های اصلی سینماست.

نمای دو:شایعه شده رئیس در جشنواره پخش نخواهد شد.پس از کش وقوس ها وپشتک زدن های فراوان می گویند رئیس به نمایش در خواهد آمد.همه سینمایی ها به سختی بلیط تهیه کردند.زمان نمایش همه از سروکول هم بالا می روند تا اثری دیگر از کیمیایی بزرگ را ببینند.فیلم بالاخره نمایش داده می شود.هرکسی یک نظر می ده.یکی میگوید عالی بود،یکی میگوید ای بدک نبود،یکی میگوید خوب نبود ویکی می گوید...

*کیمیایی هنوز اعتبار خودرا در مطبوعات ورسانه ها حفظ کرده البته به مدد عاشقانان سینه چاکش.

نمای سه:رئیس در سینماهای کشور اکران شده است.مردم باز دسته دسته می روند تا رئیس را ببینند.تماشاگران از سینما خارج شده اند.اکثر افراد قیافه جالبی ندارند.انگار فیلم چیز جالبی نبوده.نقدها پشت سر هم در مطبوعات چاپ می شود.اکثر منتقد ها در مورد فیلم یک نظر دارند.فیلم اثری بسیار ضعیف برای کارگردانش به شمار می آید.واین وسط همچنان عاشقان کیمیایی فیلم را زیبا می دانند.بحث بین دو گروه بالا گرفته.یکی فیلم را بسیار بد وضعیف وبی معنی می داند.آن یکی از دنیای کیمیایی می گوید ودیگران را به بیسوادی متهم می کند.انتقادها از استاد بسیار بالا رفته.

*کیمیایی در مطبوعات دارد در حد یک کارگردان تازه کار وبی تجربه نزول می کند.دیگر عاشقان کاری از دستشان بر نمی آید/////////////

اشتباه نکنید در این پست نمی خواهم را جع به اکران فیلم رئیس بنویسم ویا در باره دنیای کیمیای.اصلا خود استاد به صورت مستقیم مورد نظر بنده حقیر نیست.چرا که نوشتن در موردش کاری بس دشوار است.حال من بی تجربه بخواهم راجع به یکی از بزرگ مردان سینما بنویسم! بلا به دور! لطفا اصل مطلب را بخوانید.

یکی از عادات بسیار بد ما ایرانیها به خصوص در عرصه مطبوعات قدر ندانستن افراد بزرگ است.افرادی که بهشان مدیونیم.گاه یکی را چنان بزرگ می کنیم که کله اش به طاق آسمان می خورد وگاه چنان او را از بالا پرت می کنیم که هرگز نتواند بلند شود.حکایت کیمیایی چنین حکایتی است.زمانی نه چندان دور کیمیایی یکی از بزرگترین کارگردانان سینما در میان منتقدان بود.وهرکه می خواست در عرصه نقد خودش را نشان دهد از استاد تعریف می کرد.خیلی ها او را به همراه داریوش مهرجویی وبهرام بیضایی پدر سینما می دانستند وسینما رابدون این عزیزان بی معنا می یافتند.

قیصر وگوزنها بعد از انقلاب هم بین سینما دوستان می گشت وهمه از دیدنش لذت می بردندوکارگردان بزرگش را تحسین می کردند.کیمیایی آنقدر اوج گرفته بود که برای خودش دنیایی ساخته بود وفقط خوره های فیلمهای کیمیایی می توانستندوارد این دنیای زیبا بشوند واز بودن در آن لذت ببرند.سالها گذشت.استاد فیلمهای زیادی ساخت که عاشقانش را زیاد تر می کرد.کار به جایی رسید که فیلم سربازهای جمعه در بین سینما دوستان به سرباز های کیمیایی شهرت یافت.نوبت به حکم رسید.بسیاری آنرا خوب دانستندوالبته عده ای آنراچندان جالب نمی دیدند.کیمیایی

در مصاحبه هایش این فیلم را سیاه مشقی برای فیلم بعدیش رئیس می دانست.پس همه منتظر دیدن رئیس شدند.عکسهای فیلم منتشر شد.دیدن عکسها تماشاگران را برای دیدن فیلم تشنه تر کرد. اما بعد از اکران رئیس همه چیز فرو ریخت.کم کم کسانی که جرات نداشتند در مورد استاد مطلبی بگویند تا مبادا بیسوادیشان تابلو شود پا را از حد خود فراتر گذاشتند کار به جایی رسید که این عزیزان به چنان درجه ای از شجاعت رسیدند که شروع کردند به انتقاد از استاد.آنهم چه انتقادهایی.اگر کسی مسعود کیمیایی را نمی شناخت فکر می کرد این نقد ها در مورد یک کارگردان بی تجربه نوشته که یک فیلم درپیت ساخته است.کاری با اینکه رئیس خوب بوده یا بد ندارم.ولی روی صحبتم با تمامی منتقدان وتماشاگران عزیز است.واقعا چرا؟آیا رئیس آنقدر افتضاح بوده که کیمیایی شایسته این همه انتقاد باشد.اصلا به فرض این فیلم بسیار بد،مزخرف ویا هزاران صفت بد دیگر.آیا شایسته است چنین رفتاری با کارگردانش که این بزرگواران انجام می دهند. تمامی کسانی که سینمایی هستند می دانند که مسعود کیمیایی یکی از تاثیر گذارترین افراد در سنمای ایران بوده وبه سینما جهت داده وبه آن اعتبار بخشده است.کافی است فقط یکی از آثار او را ببینیم تا به این حقیقت پی ببریم.کسی که قیصر،رضا موتوری،گوزنها،سرب،دندان مار،داش آکل را ساخته آیا استحقاق این همه توهین است؟نمی دانم.چرامابا نوابغمان اینگونه برخورد می کنیم.داریم با حسرت به موفقیت های جعفرپناهی

در جشنواره های خارجی نگاه می کنیم بدون اینکه بسیاری از آثارش را در سینما ببینیم.عباس کیارستمی که به عقیده یکی از کارگردانان بزرگ سینما جزو بهترین کارگردانان جهان به شمار می آید و خارجی ها برایش دست وپا

می شکنندهنوز درایران انگار مورد توجه نیست.بسیاری ازمثلا منتقدان اورا کارگردان جشنواره ای ساز میخوانند.وازاین اظهار نظر ها تاسف بارتر شنیده اید.آیا این دوستان از منتقدهاوداوران کن بیشتر می دانند ویا بسیاری از بزرگان سینما که کیارستمی را بزرگ میدانند اینقدر کم عقلند؟!؟بهمن قبادی سینما را رنگی تازه بخشیده فیلمهایش در جشنواره های مختلف جوایز را درو می کند و علاقه مندان بی شماری دارد.ولی سینمای ایران خود را آنقدر بزرگ می داند که پخش فیلمهای او را کسر شان می داند والبته شاید چیز دیگری است.بهرام بیضایی بزرگ که به حق بهترین کارگردان تاریخ سینمای ایران است خانه نشین شده وکارگردانان تازه به دوران رسیده دو برابراستاد بیضایی در کارنامه شان فیلمهای مزخرف وچرت وپرت دارند.علی حاتمی بعد از مرگش شاعر سینمای ایران لقب گرفت والگویی برای دیگران شد.حکایت ملاقلی پور نیز همچینین است.پس از مرگش تیتر یک مطبوعات شد.جشنواره ای از فیلمهایش به راه افتاد وفیلم هایش پشت سر هم پخش شد.کارگردانی که مثل کیمیایی آخرین ساخته اش در میان دوستان منتقد چندان جدی گرفته نشد.میم مثل مادر او فیلم فارسی لقب گرفت ولی همین فیلم فارسی چه طور نماینده ایران در جایزه اسکار شده خداوند آگاه است وبس.ناصر تقوایی فقط پنج فیلم ساخته ودیگر هیچ، سنتوری شاهکار داریوش مهرجویی همچنان منتظر مجوز اکران است.آن وقت ما باید فیلمهای بی نظیری چون محاکمه وسرگیجه را ببینیم و بین پخش فیلم در سینما از آنها بخواهیم به جای این شاهکار ها حاج آقا فتوحی برایمان پخش کنند!. نمی دانم این چه عادت زشتی است وکی از سر ما خواهد افتاد.آنقدر این کار را می کنیم که بزرگانمان یا بی خیال فیلم ساختن شوند که در این صورت وای برسینما که باید درش را گل گرفت ویا دوستان عزم سفر خواهند کرد.هنوز ماجرای شادمهر عقیلی فراموش نشده. پس از رفتنش فهمیدیم که چه کسی را از دست دادیم وتا دوسال تیتر یک مطبوعات بود و هر مجله ای که از او می نوشت تیراژ بالایی را برایش متصور بود.

امیدوارم زود به خودمان بیاییم تا دیر نشده. یک درخت کوچک قدر دانی برای این عزیزانمان بکاریم.

راستی مطالب خیلی جدی وتلخ شد.چون من عاشق طنز وکمدی واینجور چیزهام یک جوک باحال در مورد همین موضوع می نویسم لطفا بخندید تا ضایع نشوم.

هنرمندی رو به همسرش کرد وگفت:آیا میدانی هنرمندان بعد از مرگشان مشهور می شوند.همسرش در جواب گفت:پس امیدوارم هر چه زودتر مشهور شوی!!!!!!!!!!

محمد رضا دوشنبه سی ام مهر 1386  نظر بدهید!

نگاهی به سینمای کمدی

نوشتن در مورد سینمای کمدی کاری دشوار است.سینمایی که طرفداران بسیار زیاد وطرفداران بسیار کم دارد!!!

این باعث تعجب است ولی نگاهی به آمارفروش برخی از فیلم ها در سال1386 بیاندازید: اخراجیها:31/1 میلیارد تومان-پارک وی 380 میلیون تومان- نصف مال من،نصف مال تو365میلیون تومان- مهمان354میلیون تومان-روز سوم 340میلیون تومان- کلاهی برای باران300میلیون تومان-قاعده بازی258میلیون تومان وسرگیجه17میلیون تومان«که اکران سه فیلم آخری ادامه دارد». با اندکی تامل می توان فهمید که به غیر از دو فیلم پارک وی وروز سوم بقیه فیلمهای موفق در گیشه ما فیلمهای کمدی هستند.مقایسه فروش اخراجیها که پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران است با فیلمی مثلا مانندآرامش در میان مردگان ویا سرگیجه که کلی ادعا پشت سر خود داشتند حتی نتوانستند خرج آبدارچی خود را نیز در بیاورند.یا حتی فیلم رئیس با کارگردان بزرگی چون کیمیایی که عاشقان خودش را نیز دارد نتوانست در مقابل این فیلمها عرض اندام کند.یا نگاهی به پرفروش های دهه هشتاد بیاندازید:آتش بس- مکس- مارمولک-توکیو بدون توقف وکلاه قرمزی وسروناز هرکدام دربین سال های 81 تا85 توانسته اند پرفروش ترین فیلم سال بشوند.واقعا چه دلیلی باعث می شود کلاه قرمزی وسروناز از فیلمهای بزرگی چون حکم،رئیس،روز سوم،خون بازی،گیس بریده و... در گیشه موفق باشد.با نگاهی به آمار می توان دریافت ژانر کمدی پرطرفدارترین ژانر در میان همنوعان خود است.البته در ابتدا گفتم طرفداران بسیار کم هم دارد.متاسفانه ژانر کمدی در میان افراد به اصطلاح فرهیخته ما چندان مورد توجه واقع نشده وانگار این عزیزان عارشان می شود بگویند به فیلمهای کمدی علاقه دارند.انگار دیدن فیلمهای بی سروته وبه ظاهر فلسفی خیلی باکلاسی محسوب می شود.شاید همین عامل باعث شده فیلمهای کمدی هیچگاه در جشنواره فیلم فجر موفق عمل نکنند«البته صرف نظر از فیلم مارمولک ولیلی با من است».اظهارات خنده دار برخی از دوستان را برایتان مینوسیم تا دلیل ادعای خود را ثابت کنم.علیرضا قربانی خواننده ای است که آثار مطرحی چون تیتراژسریالهای شب دهم،کیف انگلیسی ومدارصفردرجه، یکی از فاکتور هایش را برای خواندن در تیتراژ یک فیلم را چنین عنوان می کند:برای من شخص کارگردان مهم است اگر در کارنامه اش ساخت فیلمی با حال وهوای کمدی یا پاپ داشته باشد،من قبول نمی کنم!!!«نقل به مضمون».ویا حدیث فولادوند که در یکی از گفتگو هایشگفته بازی در طنزهای تلوزیونی را دوست ندارم! «بازهم نقل به مضمون».ویا اظهار نظر های فوق ویژه وباکلاس دیگر!اگر شماهم مانند من بعد از خواندن نظرات این افراد باکلاس! دو تا شاخ خوشگل وسط سرتان سبز شد زیاد ناراحت نشوید ومن را هم در غم خود شریک بدانید!این دوستان با این اظهار نظرهای کارشناسانه خوداین نظر را دارند که بیش ازنوددر صد جمعیت سینماروهای ما دورازجانتان بی کلاس ومنگ......ل تشریف دارندکه اینهمه هزینه ووقت تلف می کنند ومی روند فیلم کمدی نگاه میکنند.البته شاید این اظهار نظرها باعث شده تا بزرگانی چون بهرام رادان،گلشیفته فراهانی ،رضا کیانیان،حامد بهداد، خسرو شکیبایی،لیلا حاتمی ویا هانیه توسلی هرگز در یک فیلم کمدی بازی نکنند.اما چیز هایی هست که ممکن است این دوستان از آنها بی خبرند ویا می خواهندبی خبر باشند.پس با دقت ادامه مطالب را بخوانید.اگر نظر سنجی بین تمامی سینما دوستان انجام شود وبهترین وماندگارترین بازیگر تاریخ سینما را انتخاب کنند چه کسی ممکن است این افتخار را داشته باشد؟مارلون براندو یا رابرت دنیرو یا آل پاچینو ویا مریل استریپ؟این پاسخ ها کاملا اشتباه است.جواب به عقیده بسیاری چاری چاپلین بزرگ مرد سینما است.بازیگری که شاید به جرات بتوان گفت محبوب ترین بازیگر تاریخ سینما بین اقشار مختلف جوامع است.وچه کسی است که نداند کمدی وبه طور کلی سینما بدون چاپلین بی معناست.لورل هاردی،هاری لوید،باستر کیتون،روان اتکینسن یا همان مستر بین خودمان ونورمن بزرگانی هستند که هرگز از یاد سینما دوستان پاک نخواهد شد ودلیل این ادعا استقبال فوق العاده مردم از این فیلمها بوده که همواره ادامه یافته است.واقعا یه غیر از کمدی چه چیز دیگری می توانست این نوابغ را در تاریخ سینما ودر بین عامه مردم ماندگار کند.خیلی راحت می توان ادعا کرد که کمدی ژانری برای دلهاست،ژانری را که در آن می توان حرفهای بسیاری گفت بدون آنکه طرف مقابل ناراحت شود.در کدامیک از سبک های سینمایی می توان حرفهای تیز وگاه تلخ زد بدون اینکه اثر مخربی بر جای بگذارد ویا شاید باعث ناراحتی شود.حرفهایی که مطمئناً در هر ژانری دیگر زده شود باعث به وجود آمدن جنجالهای بزرگ می شود.فرض کنید اخراجیها ویا ازدواج به سبک ایرانی به زبانی غیر از طنز ساخته می شد .چه اتفاقی روی می داد...! در کمدی شما می توانید مشکلات را به راحتی به تصویر بکشید وطرف مقابل را نقد کنید از او انتقاد کنید ویا حتی مسخره اش بکنید!که این مورد آخری گونه ای از طنز است که درعالم ادبیات هجو وهزل خوانده می شود.نگاهی به آثار مهران مدیری بیاندازید.در اکثر آثار او در این اواخر وبه خصوص در شبهای برره بسیاری از رفتارهای غلط ونادرست جامعه به تصویر کشده می شود بدون آنکه مشکلی پیش بیاید واین است قدرت طنز.یعنی بیان مشکلات به صورت غیر مستقیم وبا تاثیر گذاری بیشتر.فکر می کنید در کدام گونه سینمایی می توانستید رفتارهای اشتباه مردم را بهشان نشان داد؟مستند،داستانی ویا ادبی...؟نگاهی به آثار گل آقا بیاندازید تا قدرت طنز را بفهمید.کاریکاتور هاونوشته های طنز آمیز گل آقا صد برابر موثرتراز نوشته ها وتصاویر خشک ورسمی در جامعه تاثیر گذاشته است.با اندکی تفکر می توان دریافت برترین گونه سینمایی در جهان کمدی و طنز است.طنز در سینمای هالیوود مورد توجه بسیاری قرار گرفته ولی متاسفانه در سینمای ما ودر جامعه ما مظلومترین گونه سینمایی است .به قول یکی از کمدین های سینما بازیگران کمدی هیچگاه جدی گرفته نمی شوند واین درد بزرگی برای سینمای ماست ویکی از دلایل فاصله سینمای ما با سینمای جهان است.پس باید در مورد این ژانر بیشتر نوشته شود وبیشتر مورد توجه قرار گیرد.در پایان از تمامی دوستان بی کلاسی که نوشته های بنده بی کلاس را خوانده اند تقاضا می شود از دادن هرگونه نظر جداخودداری کنندتا نویسنده بی کلاس«چقد کلاس!دیگه داره دانشگاه میشه» دست ازاین نوشتهای بی کلاس بردارد.«نگفتم»!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

محمد رضا سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386  نظر بدهید!

فیلمهای ایرانی ومجسمه بی ریخت!

 

چندی پیش خبری شنیدیم از سایتهای سینمایی که فیلم میم مثل مادر آخرین ساخته مرحوم رسول ملاقلی پور به عنوان نماینده ایران برای شرکت در مراسم انتخاب جایزه اسکاربهترین فیلم غیر انگلیسی زبان برگزیده شده است.فیلمی که در ایران در زمینه جلب مخاطب به شدت موفق عمل کرد وطبق آمارها در سالی که به نمایش درآمد به عنوان دومین فیلم پرفروش سال دست پیدا کرد.همین پرفروش بودن واستقبال بسیار مردم از این فیلم بوده زیرا در گذشته غالبا فیلمهایی به اعضای آکادمی معرفی شد که یا در ایران اکران محدود داشته اند ویا با استقبال کمی همراه بوده اند. فیلمهایی مانند:زمانی برای مستی اسبها ویا خیلی دور خیلی نزدیک ویا کافه ترانزیت با اینکه جزو فیلمهای خوب ایران بودند ولی هیچگاه در عرصه جذب مخاطب موفق عمل نکردند.شاید تنها فیلمی که از این موارد مستثنی بوده است اثر فوق العاده رنگ خدا ساخته مجید مجیدی بوده که آن هم دلیل اصلی برای معرفی به آکادمی موفقیت فیلم قبلی مجیدی با نام بچه های آسمان بوده است. پس این می تواند یکی از امتیازات فیلم میم مثل مادر باشد.البته دلیل اصلی این انتخاب را می توان به موضوع این فیلم نیز ربط داد.فیلم در مورد مادر است که به جرات می توان گفت جزو اسامی مقدس در تمامی ادیان وملت های مختلف بوده است.ودر واقع هیچ ملتی را نمیتوان یافت که با این کلمه مشکل داشته باشند ونسبت به آن دیدگاه منفی داشته باشند.پس می توان این را امتیاز بزرگی برای آخرین ساخته مرحوم ملاقلی پور دانست.درباره فروش فیلم گفتم ،باید این را دانست که فروش جهانی یک فیلم یکی از ملاکهای اصلی آکادمی اسکار برای انتخاب بهترین ها بوده است.به همین دلیل است که فیلمهایی چون ارباب حلقه ها می تواند در یکسال بیشترین جوایز را به خود اختصاص بدهد.آن هم در حضور فیلمهایی از کارگردانان مطرحی چون مارتین اسکروسیزی.حال چرا این مسئله که بر همگان آشکار است چرا مسئولان سینمایی از کنار آن بی تفاوت می گذرند.چرا باید فیلمهایی همچون آفساید ویا چهار شنبه سوری از نماینده شدن محروم می شوند ودرعوض فیلی همچون کافه ترانزیت که حتی درجشنواره فیلم فجرنیز ناموفق بوده به عنوان فیلم منتخبی به آکادمی معرفی شود؟البته دلایل دیگری رامی توان به عدم اقبال فیلمسازان ایرانی در بردن جایزه اسکاردخیل دانست.عواملی چون بی سلیقگی مسولان دانست.چیزی که بسیاری از منتقدان وکارشناسان هم به آن اذعان دارند.برای مثال می توان از آلفرد هیچکاک بزرگترین ناکام این جشنواره نام برد.کارگردانی که نامش هموراه بر سر سینمای جهان سایه افکنده است،کسی که هیچگاه نتوانست جایزه اسکاررا بدست آورد.شایدبه همین دلیل است که درحضور فیمهایی چون راننده تاکسی ویاگاو خشمگین،فیلمهایی چون شجاع دل ویا ارباب حلقه ها می تواند این جایزه را مال خود کند.وبه همین دلیل است که بسیاری از کارشناسان وفیلمسازان جشنواره کن را به اسکار ترجیح می دهند. دلیل دیگری که برای عدم موفقیت فیلمها ایرانی در مراسم اسکار را می توانملاک های خاص این آکادمی بیان کرد.یکی از این ملاکها وجود نکات تکنیکی وفنی در فیلمها است که متاسفانه این نکته در قبال فیلمهای ایرانی صدق می کند.نکته ای که بسیاری آنرا ناشی از کمبود امکانات سینمای ایران می دانند.چیزی که به نظر صحیح وبسیار درست می آید.اما این نیزنمی تواند بهانه مناسبی باشد.سوالی که پیش می آید این است که فیلم بچه های آسمان مجیدی مجیدی که تنها فیلم خوش اقبال در مراسم اسکار بوده وتوانسته به عنوان یکی از نامزدهای نهایی آنتخاب شود آیا از امکانات خاصی که در اختیار دیگران بوده استفاده کرده است؟یا احتمالا موضوع دیگری بوده است؟بچه های آسمان فیلمی بوده که حتی از بازیگران حرفه ای بی بهره بوده است واز کمترین امکانات استفاده کرده است.اما زیبایی این فیلم نه در ریخت وپاش های ظاهری بلکه در قصه عمیق وزیبایی که در خود جای داده نهفته است.فیلمی با قصه ایده آل وپرداخت شخصیت مناسب توانسته بسیاری را به خود جذب کند.پس نبود موضوع وپرداخت خوب نیزمی تواند یکی از دلایل عدم موفقیت فیلمهای ایرانی به شمار آید. پس باید واقع بینانه به این موضوع پرداخته شود.به هر حال میم مثل مادر نماینده سینمای ایران است فیلمی که می تواند موفق باشد البته اگر چاشنی شانس را به آن اضافه کنیم تا یکی از ماندگارترین فیلمهای سینمای ایران بتواند مارا به اسکار برساند.

محمد رضا شنبه هفتم مهر 1386  نظر بدهید!

نگاهی به سینمای عامه پسند

فیلمهای عامه پسندکدامند؟در مورد این سوال می توان جوابهای بیشماری ارئه داد ولی اگر بخواهیم یک پاسخ کلی به این سوال بدهیم باید بگوییم که این نوع فیلمها،فیلمهایی هستند برای جذب عامه مردم ومنظور از عامه مردم عادی هستند که جزو منتقدین به شمار نمی آیند وفیلم را صرفا جهت تفریح می بینند.فیلمهایی که به نظر فیلمسازان،فاقد هر گونه پیام هستند .تا به حال مصاحبه های مختلفی از کراگردانهای سینما خوانده ایم که در جواب اینکه با چه هدفی فیلم ساخته اید پاسخ می دهند: من سعی کردم فیلمی با موضوعی جلوی دروبین ببرم وپیامی اجتماعی ویا اخلاقی ویا دهها نوع پیام به مردم بدهیم.مشکل اصلی اینجاست!چرا باید در فیلمهای ما حتما یک پیام به بیننده داده شود مگر ساختن فیلم صرفاجهت سرگرمی چه ایرادی دارد؟یا اصلا از این منظر به این موضوع نگاه کنیم که واقعا تا چه حد فیلمسازان ما می توانند پیامی به مخاطب ارائه دهند؟واقا چرا کارگردانان محترم مصمم هستند به این نکته که حتما باید پیامی در فیلم گنجانده شود ؟مگر ساختن فیلم برای سرگرمی گناه یا جرم محسوب می شود؟سالانه دهها فیلم در سراسر جهان با هدف سرگرم کردن مخاطب ساخته می شود.اکثر فیلمهای کارگردانان بزرگی چون استیون اسپیلبرگ،تیم برتون یا افراد دیگر به منظور سرگرمی ساخته شده وبه نظر نگارنده اصلا هدف اولیه سینما سرگرمی است.واقعا چرا کارگردانان ومنتقدان محترم می خواهند یک فیلم سرگرم کننده را با هزار بهانه الکی تفسیر های عجیب وغریب به خورد مردم می دهیم.برای بهتر تفهیم کردن منظورم مطلبی را از هاوارد هاکس که یکی از کارگردانان بزرگ سینما است برایتان عینا نقل می کنم:هردفعه که به فرانسه می روم30-20 تا کارگردان دور من جمع می شوند.می نشینیم به گپ زدن.دفعه آخری که آنجا بودم گفتم:این همه مضمون راازکجا درفیلمهای من گیر می آورید؟خدامی داند!...باکارهایم همیشه اینطور برخورد شده،درحالی که خودم هیچ منظور خاصی توی کله ام نبوده... دریکی از فیلمهایم یک ناخدای کتی که مردی است بسیار حسود،آدمی را وسط دریا وبین کوسه ها می اندازد.زنی(از بیننده های فیلم) از من پرسید منظورتان از این صحنه چی بوده است؟گفتم نمی دانم!یک نفر قصد کشتن آدم دیگری را دارد.همین!روی کشتی که نمی توان کسی را آتش زد،باید انداخت وسط کوسه ها. منتقدها همین طوری اند؛آنها اصلا کمدی حالی شان نمیشود.«دور از جان نویسنده این مطلب!!!!!»در نتیجه هیچ وقت ازآن حرف نمی زنند.درواقع خودم هم نمی دانم چراخنده دار است؛ خود به خود اینجوری می شود.اما منتقد بدبخت باید راجع به آن قلمفرسایی کند.فیلم خواب بزرگ را که ساختم از من خواستند به نیویورک بروم وبا منتقدها صبحت کنم.آنجا که رسیدم،گفتم من نمیدانم شماآقایان چرا اینجا جمع شده اید،فیلمی که قرار است برایتان نمایش داده شود زیاد بپسندید.پرسیدند چرا؟گفتم چون شماها دوست داریدوقتی کسی حین رانندگی دستش را از پنجره بیرون می کند وعلامت گردش به چپ می دهد،حتما به چپ بپیچد.اما توی این فیلم اینجوری نیست چون وقایعش معنی ومنطق درستی ندارد.اگر فلیمی منطق خاصی نداشته باشد،منتقد بدبخت بیچاره می شود.کسی که مجبور است هرروز نقد بنویسد،باید هرروز راجع به فیلمها چیزی سر هم کند.((به نقل از هفته نامه همشهری جوان،شماره 118)).خب اینها گفته های کسی است که جایزهاسکار را در سال1975به خاطر شش دهه فعالیت سینمایی در بیان شده بود.پس نمی توان سخنان ذکر شده در این مطلب را دست کم وساده انگاشت.وقعا چرا باید فیلمسازان بترسند از اینکه بگویند من هیچ هدف ومنظور وپیامی توی فیلم نداشته ام وفقط این فیلم را برای سرگرم کردن مردم ساخته ام ! واقعا یکی دوساعت سرگرم کردن وخنداندن مردم کار ساده و یاکار اشتباهی است؟یک سوال.واقعا تا به حال چند در صد از فیلمهایی که ادعای ساختن فیلمهای فاخر را دارند وهزاران بار تاکید می کنند که فیلم من پیام اخلاقی ویا اجتماعی دارند،توانسته اند آن پیام را منتقل کنند ودر جامعه اثر کند؟سالانه فیلمهای زیادی در باره مواد مخدر با هدف سربه راه کردن جوانان ساخته می شود،فکر می کنید چند جوان با دیدن این فیلمها از رفتن به سوی مواد مخدر اجتناب کرده اند.بنده هیچ نوع مخالفتی با ساخت این دست فیلمها وبه طور کلی که پیام اخلاقی،اجتماعی وانسانی نمی دهند ندارم بلکه معتقدم اینگونه فیلمها باید ساخته شوند اما به شکل درست .واینکه نباید حتما هر فیلمی شامل این موارد باشد. بیایید کمی بیشتر در این مورد فکر کنیم تا بدانیم دفمان از فیلم دیدن وبه طور کلی سینما چیست؟هدایت وارشاد یا چیز دیگر؟

محمد رضا دوشنبه دوم مهر 1386  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی
افتتاح وب سایت گروه هواداران گلشیفته فراهانی
به زودی...
نگاهي به سريال هاي تلوزيون در ماه رمضان.
تولد وب وچند مسئله مهم
سينما/تاريخ/هنر
خداحافظ عمو خسرو
سلام مجدد
نگاهي به مجموعه هاي تلوزيوني در نوروز 1387
عید مبارک!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
جنون سنتوری
درباره وب
دریچه ای نو به سینمای ایران/نگاهی تازه به سینما وفیلم
نوشته های این وبلاگ نظر شخصی نویسنده می باشد.وهیچ گونه قصد یا غرضی نبوده وقصد توهین به هیچ کس را ندارد

آمار کاربران
 
چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان

لینک دوستان

بخش ویژه

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس


صفحه اصلي  |  آرشیو |  لینکستان  |  تماس با ما




 Design By ParsTheme & Publish By ParsTheme


www.rapfa.com

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ